توفند, برف

هوشنگ, سارنج

……سه شنبه دوازده فوریه ؛ شهر میهمانی دوروزه از ” مدار صفر درجه ” داشت . باد و برف و بارش , تخپاره ها ی سرما چشیده. از بامداد برفدانه های
پروانه گون ؛ پر کشیدند. از ساعت نه؛ کوبش تازیانه های باد ؛ زور آور گشت. ره آورد, سر زمینهای سورتمه سواران . سیاه بادهای برخاسته از یخچالهای
شمالگان و دامنه های ” آلتایی ” . وای که تازشگران, دشتهای ” گبی ” یا ” تندرا ” های بیدرخت, خاکیخهای نیمروزی ” قطب ” کم آ زار تر از شنزارهای
دونده ی ” صحرا نیستند.
شهر زیر, روانداز, تاژ (نرم )سپید برف پنهان شد. بلندای سازه ها ؛ ابر های بی سایه شدند و تور, مه ؛ شیشه پنهان نمایی گردید. آب در جویساران ؛ چون خزندگان, روز خواب ؛ زیر,پوسته ی یخ؛ پناه گرفت. خنجر یخ ؛ تیغاله وش؛ خلید . رگهای شهر بکندی می تپید ؛ چه هر شیبی از شلیک های آسمانی و غربال باد؛ دامگاه, نابودی بر آمد.

رنگها؛ در چنگال, توفند, (غوغا ) برف؛ سپیدی است و بیرنگی.
یکروز به نوروز مانده باز ابر و باز مه و باز برف. زمین با پوشه ی برف به آسمان پیوست. چراغهای نزدیک , من پشت, پرده ی ستبر برف, مه آگین کور سو می زنند. درختان زیر, شیرابه ی ابر, گسترده ی ریزنده فسرده اند. زمین زیر, چرخها ؛ می نالد و آب در بستر رودکها ؛ دانه های سرگردان, بر ف می بلعد و می لغزد. شب از نیمه گذشت ؛بازتابی سرخابی از ابرها می تابد.کرانه های شهر و اندام آسمانخراشها و پنجره ها بی درخششند.چهارراه ها با چراغهای رنگین زاد روز سال نو را در آرامشی سپید و یخزده ؛ آذین بسته اند. نوروز ساعت ۵/۵۵ به ما می رسد. ایرانیان خسته از کار ؛ گرد, هفت سین های خود چشم به راه نشسته اند. سیل و توفان از پنجم فروردین بسا استانهای ایران را در نوردید . کمبود دور اندیشی و دستپاچگی و ندانم کاریها و ترس نابجای از شورشهای زندگی باختگان ؛ سور مردمانی رنجکش را به سوگ دگرگون ساخت.
امروز یازدهم فروردین است. برابر با سی و یکم مارچ ؛ سیزده روز کاریست و دو روز پیشتر ؛ پایان نو روز را جشن می گیرند که بیشتر به گرد آوری یاری رسانی به سیلزدگان ؛ توجه دارند. دیشب باز ؛ نخلبند هستی ؛ همه جا را با تبرزد (نبات )سپید برف و یخ آراسته . کشتزارهای برفپوش ؛ سینی های آرد آجین زندانیان, پرچینهای چوبی یا فلزییند. …دردا که درین روزهای بایستی شادی؛ بارانهای بی امان؛ دیوار از پس دیواری دیگر را فروغلتانید ؛ یورش آب کاشانه هارا در هم مالید؛ پل ها و راه ها و بندک ها و سیلبند ها را از هم درانید و چون پنبه در هم کوبید ؛ هر جا که توانست سر فرو کرد؛ هر ویرانی که توانست کوتاهی نکرد؛ زمانی آرام گرفت که همی خانه ها را پست و زمین را یکرویه کرد. سیل در پی ویژگی خود می رود ؛ بر کسی یا جایی دلسوزه ندارد ؛ کاردانان کجا بودند. و ابزارمندان بزرگترین نیروهای پدافندی. این نیز سو نامی تازه ای بود از پس سونامیهای تاریخی ما صحرا نشینان. اسکندر؛ مغولها؛ هیتالیان ؛ اعراب ؛عثمانیان ؛ اسپانیولیها؛ پرتغالیان ؛ فرانسویان؛ انگلیسیان روسها و برادران واله …

دوم می ۲۰۱۹
تورنتو