در تحیر
———————–
سر به زانو
در تحیر
بر ندانستن .
علت, باد,شدید؛
یا شبو روزان, روشن؛
بارش,باران, سیل آسا ؛
تب و لرزیدن, به ناجا
حصبه و سل ؛ سینه پهلو؛یاکه تا عون و وبارا ؛
زلزله؛
ماه و خورشید, گرفته؛
بدتر از بد
دعوی پیغمبری
یا خدا دانستن, خود هر کسی ؛
فی المثل ؛ تکریت یا بن غازی ای .
یورش, سربند داران, سیاه
آه وآ وخ ؛
از برای جرعه آ بی
یک قلپ داروی نابی
سفره ی پر آب و نانی
دست آورد, کار ؛
نز ره, بخشش ؛ گدایی؛یا بلا گردانی ای.
ترس, از پل ؛
یا
شکنج, دوزخی.
سر به زانو ؛
از تحیر.
نه به گفتن
یا
نگفتن .
نه به رفتن
یا
نه رفتن.
نه به پوشیدن
نپوشدن
تازیانه
تا زمانه.
بند های بسته بر آواز ها ؛
شیشه های نرم از پولاد ها ؛
کسر, جام, خجلت, حیثیتی ؛
زآن سپستر؛مرکب, چوبین سواری؛
جان, پوسیده درون, کیسه ای.

دوم سپتامبر ۲۰۲۱
ه.س تورنتو.