روانشناسى، آدمى و رفتار

هوشنگ سارنج – تورنتو

انسان غریب و تنها در جنگل آهن پاره هاى شهرهاى غول آسا باید در تنهایى خویش بزارد، بسوزد و بسازد. هر چه جوامع كامپیوترزده، ماشینى و برابر با خواسته گروهى خاص برنامه ریزى تر شود، انسان گرفتارتر خواهد شد. نخبگانش بیشتر و اجبارى تر، زیر چتر قدرت سرمایه گرد مى آیند و بازماندگان غربال گزینش و پاﻻیش، مهره اى، كم دان، غریب و تنهاتر خواهند شد. این تنهایى در جمع، رفته رفته به ترسى پایان ناپذیر و سرانجام به آشفتگى روانى و ناسازگارى اجتماعى بدل مى شود. این تنهایى در غربت فرهنگى هویداتر و جانكاه تر است. از جنگ گریختگان، ماتمزدگان و آوار بر سر آمدگان فرهنگى از بد هم بدتر مى شوند.

جغرافیایى كه به یقین، دیگرگونى زمینه فرهنگى را به همراه دارد با خود كولبارى از تفرعن، خودبزرگ  پندارى و ادعاى هوشیارى تاریخى را مى كشد.

این ترس از تنهایى كه ریشه در تنگناهاى دوران كودكى دارد در بزرگسال به ناآرامى جوانى و میانسال مى رسد كه تا پایان عمر زیربناى رفتارى فرد مى شود. شركت در جنگهاى نخواسته و تحمیلی، دیدن صحنه هاى مشمئز كننده، مرگ و میر بسیار عادى آدمیان و شدت ضربه هاى هر لحظه روانى، انگیزه  نفرتى دایمى از زندگى و در مجموع تخریب روانى – رفتارى یك انسان درگیر در جنگ مى گردد.

چه جنگجوى بلا دیده چه جنگ رسیده درمانده. در دوران حیات ما جنگ دیدگان جنگهاى دوم جهانى، كره، ویتنام، هند، پاكستان، كامبوج، افغانستان، كویت، عراق و ایران، جنگهاى داخلی یوگسلاوى و كشورهاى آمریكاى ﻻتین و یورش هاى قبیله اى، نسل كشى در آفریقا و …. موضوع قصه پردازى و فیلمهاى فراوان و روانپزشكان بوده است.

روانشناسى، علم تازه شناخته ایست كه از عمرش بیش از یكصد و چند سال نمى گذرد. روانشناسى از مطالبى مانند حافظه، تخیل، قابلیت اندیشه، احساسات و عواطف گفتگو دارد. پیش از تدوین علم روانشناسى درباره رفتار آدمى، اندیشه هاى نادرستى وجود داشت. رفتار بد را نتیجه ارواح پلید و شیطانى نفوذ كرده در جسم بیمار مى دانستند. قرنها عقیده بر آن بود كه جادوگران، افسون كنندگان مردمانند. فكر دیگر آن بود كه ماه مى تواند بر عقل آدمى اثر بگذارد. اكنون در زبانهاى فرنگى دیوانه را “لوناتیك” از واژه یونانى “لونا” به معنى ماه، مى نامند و ما در زبان فارسى “ماهزده” مى گوییم.

زیگموند فروید (Sigmund Freud ۱۸۵۶-۱۹۳۹) اتریشى، باب تازه اى در شناخت و كاربست روانشناسى بر روى انسان گشود و شاگردان وى، كارل گوستاویونگ و آلفرد آدیر (Adier) راه او را تكمیل كردند و امروزه روانشناسان و روانكاوان به انسانهایى كه گرفتار گره هاى روانى، بازمانده از دوران كودكى ستمبار شده اند، كمك هاى جدى و رهایى بخش مى رسانند، روانشناسى، شاخه هاى كاربردى فراوان یافته و همگان بهره مى جویند. روانشناسى پزشكى، تبلیغاتى، تربیتى، جانورى، قانونى و كودك از آن جمله اند. از دیرباز، روان درمانى در شكل زیارت اماكن مقدس و زاریدن در مجالس سوگوارى، در كارنامه بشرى موجود بوده كه موجب تخلیه روانى و سبك شدن ارواح آنان مى شده است و امروز عالمانه تر با ایجاد خواب مصنوعى، روان درمانگرها تا ژرفاى ضمیر ناخودآگاه بیمارانشان – اصطلاح از فروید- فرو مى روند تا بیماران را وادار به عقده گشایى و سرانجام، رهایى از چنگال اوهام آزار دهنده بنمایند. كارورزان این رشته هم اكنون در تورنتو، در كلاسهاى دوستانه و گردهمایى هاى ویژه، نیازمندان گرفتاریهاى رفتارى خود را با دریافت ورودیه هاى نه چندان كم به بازگویى گذشته خویش و اغلب به گریستن در حضور جمع وادار مى كنند تا شانه از زیر بار سنگین ناگفتنى ها رها كرده موجب سبكبارى بشوند.

آن تنهایى در بین پاره اى از خودمان پارسى گویان به رفتارى شیشه اى رسیده و آن شكنندگى در برخوردهاى كوچك كننده موهن بسیار دیده مى شود. عصبیت، درگیریهاى لفظى و فحاشى كه میراثى نافرخنده از دورانى پر ستم است، در شكل هاى توهین و امر و دستورهاى بى پشتوانه، جلوه مى كند كه در همه موارد، رد پاى ناآرامى روانى دیده مى شود. بسیارى هنوز باور ندارند كه در زیستگاه نوین، نظام ارباب رعیتى، سده هاى پیش در هم نوردیده شده است. این هوس پرواز به سوى كوهپایه هاى پرچشمه و چهره به دست نسیم خنك كوهسارى سپردن و به موسیقى زنگوله هاى گله هاى در چرا بر دشت پر شقایق بهاران، گوش دادن و آسوده تن پرورانه و بى زحمت كشت و درو و با اشاره سرانگشتى، آسوده بر قلمرو بى انتهاى غرورِ داشتن فرمانروایى كردن، آرزوى یادهاى بجا مانده ایست از خوابى در بیدارى. انسان گرفتار در غربت تنهایى روزافزون، در جنگل آهنپاره هاى شهرهاى غول آسا، باید بر سایه خویش بدود، بزارد، بسوزد و بسازد.

**********

Houshang Saranj – Toronto