در راهیم
با قطاری کهنه؛
روی ریلهایی فرسوده
و زیربند هایی سست.
به پشتگرمی آتشخان, جان
و سوزنبانی پیر.
رهبان ؛ هردم؛
با آ ینک, بند آویز , شیشه شکسته اش ؛
به ساعت, تک عقربه اش ؛ می نگرد.
خواب آلوده
تمام, شب ؛ در راهیم
اگر سوزنبان بخوابد ؛ چه ؟
ه-س
۱۶ مارچ ۲۰۲۳
کار واژگون دنیا
کار, دنیا همه اش وا رونست. برف می بارد ؛ به سرایی ؛ که نخواهندش؛ سیل ویرانگر, دیوار, گلین؛ سقفی از آهن نازک ؛ ورقی پوسیده؛ یا مقوای به آب, گل, هرز آب ؛ نه یکبار به سد بار ؛ گدازیده . کپری از نی تا لا ب, بخشک افتاده. زلزله ؛ نیمه شبان می کوبد؛ بهمن از کوه رود یکسره تا خانه ی بی پیکر و در . مادری می کشد از طفل یتیم . آتشی گر ؛ز دل , کوه سرازیر شود ؛ یکسره ؛ راه به آن خانه ی ویران؛ یابد . شهروا ؛ می گوید: با بانگ, رسا . ای شما مدعیان, گله مند ؛ ای شما نا شکر ان همه کس می دانید ؟ که؛ کیفر از چیست ؟
هوشنگ, سارنج ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱ تورنتو
روز مادر
آنچه سختی بود در هستی؛
سر به سر؛
گرد آمد چون رسن ؛
تابیده شد.
تا رکی ازترس یا؛ غمخوارگی
خونجگر گشتن به هر رخداده ای ؛
آری آری
مادرست این؛ تافته؛ ترمه ای.
رنگ دارد؛ چون بهاران؛ سبز , سبز ؛
بوی دارد؛ چون گلان , سرخ ؛ سرخ .
ه.س
نهم.می ۲۰۲۶
تورنتو
