ای غریبه
پوپک, آ واز خوان
از رهت؛ افتاده دور
تو کجا ؛ اینجا کجا
پشت, این کوه, بلند .
جای خواندن ؛
یا نوشتن ؛
یا؛
سرودن ؛
نیست؛ نیست.
باز بر شو بر سریر, راه, خود.
گویا با خود غریبه بود او
یا که از بشننیدنیها ؛
دور بود.
یا نمیدانست
چونین را ز چند؛
یا ز, پا افتاده بود.
ه.س
۸ آگست, ۲۰۲۶
تورنتو
پوپک, آ واز خوان
از رهت؛ افتاده دور
تو کجا ؛ اینجا کجا
پشت, این کوه, بلند .
جای خواندن ؛
یا نوشتن ؛
یا؛
سرودن ؛
نیست؛ نیست.
باز بر شو بر سریر, راه, خود.
گویا با خود غریبه بود او
یا که از بشننیدنیها ؛
دور بود.
یا نمیدانست
چونین را ز چند؛
یا ز, پا افتاده بود.
ه.س
۸ آگست, ۲۰۲۶
تورنتو
شبی از شبها…
گر نداریم چراغی
به سرایی ؛ سر, خوان
تا ببینیم بر آن
یافت شود؛
نفرینی .
هر شب از تندر, بمبارانها ؛
شهر ویران ؛ روشن.
کوچه گردان شاداب
کودکان لرزاند؛
همه چسبیده به دیوار, خراب.
وای بر اینهمه بیداد
به شبهای هزارو یکشب.
کاش می بود
شبی از شبها؛
تک چراغی ؛
روشن.
ه.س
۲۰ جولای ۲۰۲۶
تورنتو
به سرایی ؛ سر, خوان
تا ببینیم بر آن
یافت شود؛
نفرینی .
هر شب از تندر, بمبارانها ؛
شهر ویران ؛ روشن.
کوچه گردان شاداب
کودکان لرزاند؛
همه چسبیده به دیوار, خراب.
وای بر اینهمه بیداد
به شبهای هزارو یکشب.
کاش می بود
شبی از شبها؛
تک چراغی ؛
روشن.
ه.س
۲۰ جولای ۲۰۲۶
تورنتو
