موزه ی آقاخان (بخش اول)

هوشنگ سارنج

امسال ؛ ۲۸ ” می ” ۲۰۱۶  روز,  “درهای باز  ” از موزه ی آقاخان, شهر تورنتو, کانادا, دیداری داشتم. جایی جان نواز, گسترده, با آبنماهای بسیار زیبای سنگ سیاه و نمازگاهی باشکوه , سپید, روشن و پاکیزه. موزه در دو اشکوب  مالامال از هنر اسلامی بسیاری هنر آفرینان, ایرانی است  و ترک و هندی هم.

قرآنهای خطی مذهب بویژه کوفی.  مرقع های گوناگون به خطوط,هفتگانه, مینیاتورهای فراوان بر زمینه های لاجوردی و قاببندیهای زرین و تذهیب کاریهای رویایی؛ از افسانه های شهنامه ی فردوسی, پنج گنج, نظامی و اندرزهای سعدی شیرازی و جامی و …  و دو تابلوی بزرگ رنگ و روغن در سبک قهوه خانه ای از دوران قاجار یکی از آن دو با موزوع, کریمخان زند, که آذین دیوار بلندیست , با لا رفته تا نور گیر های آسمانه ای سر فراز آرایه ی تخته بندی شاهانه ی تالارها ؛ فرش های دستبافت سالمند, ایرانی  بالای بیست متر است که زیر, آبشار, نور, آ سمانریز, روشنایی پالوده گستریده اند.

شمعدانها و چراغدانهای قلمزده و کوزه ها و کاشیهای برجسته نگار؛ بر آمده از زیر دستان, هنر آفرینان, در خاک خفته ؛ چشم افسایان, دیگرند.  از هر زندان, بلورین,بی جنبش , آوای آسمانی, موسیقی آرامش و اندیشه در لفافی از حس ؛ می تراود. دورتر رو سوی جنوب ؛ عبادتگاهی ستودنی زیر سازه ای گنبدین از شیشه ی مات در قاب گلواره های مکرر هندسی ؛ در حالتی روحانی بر آمده است. باید گرسنه ی پاسخ یابی به درون رفت تا سیراب و سبک و شآدمان همچون از هر معبدی بیرون آمد. اسماعیلیه یکی از گروه های شیعه می باشد که از میانه ی سده های دوم قمری ؛ پدید آمده است. و سپس به شاخه های چندی گشوده شد. آنان نام خود را از اسماعیل ؛ فرزند,امام جعفر صادق  ۴ گرفته اند.  اکنون در بیش از بیست و پنج کشور آسیایی ؛آفریقایی ؛اروپایی و آمریکا پراکنده اند نوبختی و سعد بن عبد اله اشعر ی در کتابهای شیعی  این گروه را اسما عیلیه خالصه ؛ نامیده اند.شهرستانی که اصول عقاید اسماعیلیه را خوب می شناسد ؛ این گروه را   واقفه  نامیده که اسما عیل بن جعفر را به عنوان آخرین امام و مهدی خود پذیرفته بودند.

پاره ای اسماعیلیان آغازین را باطنیه ؛ ملاحده  و در میانه ی سده های سوم تا نهم میلادی   قرامطه   می نامیدند. و در باره ی محمد بن اسماعیل هفتمین امام اسماعیلیه آگاهی فراوان در دست نیست . روایات می گویند. او هنگام رحلت پدر ۲۶ سال داشت و کمی پس از ۱۴۸ ق از مدینه به عراق رفت و پنهان زیست و به  مکتوم  شهره شد.  این مهاجرت آغاز  دوره ی ستر  در تاریخ اسماعیلیان نخستین است. محمد  – گروهی را بر آن باورست که اسماعیل در زمآن حیا ت پدر در گذشت واز آغاز محمدبن اسماعیل امام هفتمین بوده است. – با نامهای نا شناس از جمله  میمون  در شهر های گوناگون زندگی کرد . در ضمن باید توجه داشت که اسماعیلیان نخستین اسماعیل را به عنوان ,امام شناخته بودند که به آنان هفت امامی گفته اند.

اسماعیلیان نزاری ؛محمدبن اسماعیل را بعد از اسماعیل امام هفتمین می دانند. طبر ی و نیز خواجه نظام الملک توسی که ۴۸۵ ق به دست اسماعیلیان کشته شد؛ شرحی گسترده از دعوت اسماعیلیان در  جبال و خراسان به کتاب, سیاستنامه نوشته است. سال ۲۶۱ .ق حمدان قرمط فرزند اشعث از مردمان اطراف کوفه دعوت اسماعیلیه را در کرانه های جنوب عراق آغاز کرد و داعیانی به جا های مهم فرستاد و این نام قرمطی وابسته به حمدان, قرمط است .

دعوت در یمن -یکی از پایگاه های اسماعیلیان بوسیله ی دو داعی به نامهای ابن حوشب و علی بن فضل بنیاد نهاده شد.  سال ۲۷۰ ق رسما دعوت بعمل آمد با فتح صنعا ۲۹۳ ق بدست علی بن فضل تمام یمن تحت نفوذ د ا عیان اسما عیلی در آمد. سپس از آنجا به بحرین و سال ۲۷۰ ق هیثم برادر زاده ی خود را به شبه قاره ی هند فرستاد. از ۲۶۰ ق دعوت اسماعیلیان در بخش های میانی ایران و خراسان و ماوراالنهر گسترش یافت.اسماعیلیان نخستین در نیمه ی سده سوم بین ظاهر و باطن نوشته های مقدس و احکام شرعی تمایز قایل می شدند یعنی که هر لفظی؛ باز تابنده ی معنایی باطنی و حقیقی است. از اینرو  باطنیه  هم از القاب دیگر اسماعیلیان است. آنان اغلب تاویل را با معنایی رمزی و تمثیلی حروف و اعداد ترکیب می کردند .(دنباله دارد)

**********