شهسواران .

آبان ۸م, ۱۳۹۶ توسط Houshang

هوشنگ,سارنج

آقا سید عباس نازنین ,  مرد,کوه پیما و صحرا  نورد,سخت پا ,  یادمان, یک روز,چهل و شش ساله را در شهر, گنبد های  فیروزهای باز آفرینی کرد.

دانشسرای تربیت,معلم,پسران, مسجد سلیمان , چهل و شش ر سال, پیش بر مشتهای کوچک گره ی مدرسه ی سبز آباد؛ بر میدانگاهی ؛ تراشیده از تپه های آهکی ؛ گرد, چاهی نفت؛ روغن آسا ؛ گسترش یافت و خاک را جوید و با سنگپاره ها ؛ بالید و سایه ور و تالار دار و با کلاس و کتابخانه شد.

دو روز , با شکوه, چهل و شش ساله داشتیم همه شور بود و جذبه. پروانه های یاد رها بر تارک, باد. سبک و بی وزنه ی های سنگین, سنگواره ای؛ یا ؛ اندازه و معیار ؛ رها در  آغوش, تپش,رگ؛ بر  میانه ی  جان.بالاتر از زمین پر می کشیدند. دژ, دانش؛ دیر  نشینان,دوساله ای در خود می پرورانید؛ تا در  روزی باید؛ در خوری ؛ پر آب ؛  برهاند.

جوانان؛شیرابه ی نجابت,روستایی و پاکی آدمیانی از نهاد,آینه های جلامند. سر مایه ی دژ بودند.  زندگی ؛ در تنگنای قانونمداری دژدیر؛ سخت بود و دلآزار. و فراسوی به سر رساندن, دوران, گزنده ی آموزش و  پذیرش,روشمندیهای کاردانش, دیر گذر و دلبستگی به پیوندآن و الفتهای ناگسستنی ؛ دوزخی کمتاب؛ فراهم آورده بود.
نز دیک به نیم سده؛ از فرو نشست, تواناییها ؛ می گذرد. یاد ها ؛ رنگ باخته اند و تنها فرسوده و جانها, در مانده .  بسیاری همرهان,ارزنده به,دیار, خاموشانپیوسته اند؛ که ناگاه یک بازی می آ غازد و بایستی بر میانه ی گذشته  پرید.

بازیگران دیروز همه پر توان و هوشیار و آموخته اند. پوست انداخته و شکفته به بوستان, خود پدرانه اند. مردان, مرد شده اند. سر شار از گوهر, خرد , پختگی و اندیشه وریند. مردمدار, کار آفرین و به کمالند.
دانشسرای پسران, خوزستان ؛ فراز, گچسرهای کژد مزار در همسایگی دره ای پهناور ؛ رودرروی روستای کوچک, مال کریم؛ بر کران, چاه, نفتی بیرمق و پیچیده در بوی دم, هیولای نفت؛ در لابلای لگژی ها (هندوانه ابو جهل )آرام بالید و مردان, بزرگی در خود پرورانید.
اصفهان ۸/۸/۹۶

ارسال شده در: نوشته‌ها دارای Comments Off



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.