اردن

آبان ۵م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج- تورنتو

اردن (Jordan)، سرزمینى که سالها درگیر جنگهاى اعراب و اسراییل بود.

در شناخت سرزمین هاى عربى خاور نزدیک و گرفتار جنگ هاى خانمانسوز، این هفته گذرى بر اردن داریم. 

اردن کشور کوچک، پادشاهى و مسلمان مسلکى است واقع در ساحل شرقى رودخانه ى اردن و قلب خاورمیانه ى عربى بین سوریه، عراق، عربستان و اسراییل که در پایان جنگ جهانى اول و به دنبال خواست بریتانیا از تجزیه امپراطورى عثمانى از سرزمین فلسطین بزرگ جدا شده است. تاریخ زندگانى مردمان دیرین آن نیز مانند همسایگان، سورى به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح مى رسد. هنگامى که اقوام سامى ى چادرنشین به منطقه آمدند. چهار گروه چادرنشین: آمونى تى، آموریتى، آدومى تى و موآبى تى که به کار کشت و تجارت در شرق رود اردن پرداختند. در خلال سالهاى نهصد ق.م، اقوام اسراییلی زیر فرمان، حضرات داوود و سلیمان بر منطقه چیره شدند و ل “موآبى تى” ها زیر نظر و فرماندهى شاه “مشا” Mesha تا سال ۲۵۰ ق.م اداره شدند. بعدها، مصریان، آشوریان، کلدانیان و پارسها منطقه را هرازگاهى و به نوبت تحت کنترل خود آوردند.

“نبتى”ها که عربى سخن مى گفتند حدود سال ۴۰۰ ق.م به قدرت رسیدند و شهر پترا Petra مرکز فرمانروایى آنان بود و به سبک یونانى با سنگ هاى سرخرنگ ساخته شده بود. همچنین ویرانه هاى به سبک رومى و یونانى در شهر Gerasa (امروزه چاراش) ونیز فیلادلفیا (امروزه امان) و تعدادى کلیساهاى ساخت حدود ۵۰۰ میلادى در دوران حکومت بیزانس و همچنین ویرانه هاى دژى مربوط به عهد صلیبیون با قدمت هشتصد و پنجاه سال در شهر Al-Karak همه نشانى از باستانى بودن سرزمین و غیرعرب بودن نژادشان دارد. بیشتر مردم در شمالغرب حاصلخیز و نسبتا بارانى زندگى مى کنند. اعرابى بومى حدود ۵۵% جمعیت را دارند. فلسطینیان بعد از جنگ هاى اعراب با اسراییل و تجاوز به زمین هاى اطراف به اردن آمدند. -زمانى که ساحل غربى جزوى از اردن بود- گروهى مسیحى ارمنى و Circassion مسلمان نژاد اردنى را مى سازند. زبان رسمى عربى، زبان دوم انگلیسى است که دولت اسناد خود را به دو زبان عربى و انگلیسى تهیه مى کند. بیشتر روستاییان در روستاها و در خانه هاى سنگ و گلی زندگى مى کنند و به پرورش بز مشغولند. پنج درصد اها ل هم بدو هستند که چادر نشینند و در پى روزى پیوسته با گله ها و شترهایشان در پى یافتن آب و چراگاه در کوچند. نود و پنج درصد مسلمان سنى و بقیه مسیحى هستند. هنرهاى دستى جالب دارند از جمله جواهرسازى.

*****

حدود سال ۳۳۱ ق. م اسکندر بر منطقه ى فلسطین بزرگ چیره شد و بعد از مرگش، جانشینان او - سلوکیان- بر بخش شما ل مسلط گشتند و سرانجام در سال ۶۰ ق.م رومیان کنترل جایى که امروز اردن نام دارد را بدست گرفتند. آنان شهرهاى تجارى، فیلادلفیا (امان) و گراسا Gerasa - جاراش امروزى- را بازسازى کردند و رونق بازرگانى بخشیدند. بعد از سال ۳۰۰ میلادى که رومیان به دو بخش روم غربى و شرقى تقسیم شدند، سرزمین اردن جزوى از قلمرو دولت بیزانس - روم شرقى- شد. 

سال ۶۳۶ میلادى برابر چهاردهم هجرى اعراب مسلمان از جزیره العرب - شبه جزیره ى عربستان- سپاهیان بیزانس را عقب راندند و در شمال اردن نظام مذهبى و ادارى خود را بین ساکنان منطقه رواج دادند. -مستعربى یعنى عرب شدن و فرهنگ عربى اتخاذ کردن از اینجاست- آنان از اردن براى زایران مکه، راهى به سوى عربستان گشودند که همواره اهمیت بسیار داشت. نزدیک سالهاى ۱۰۰۰ صلیبیون مسیحى به چشمداشت تسخیر ارض مقدس از اروپا آمدند و بر شرق مدیترانه چیره شدند و مدتى اورشلیم و بخشى از اردن را نیز در اختیار داشتند تا اینکه سردار بزرگ مسلمان صلاح الدین ایوبى سال ۱۱۸۷ برابر با ۵۶۵ هجرى صلیبیون را شکست داد و اردن از نیروهاى صلیبى تخلیه گردید. سال ۱۵۱۷-۸۹۵ ترکان عثمانى مملوکان مصرى را از اردن بیرون راندند و آنجا را جزو متصرفات خود آوردند. دولت عثمانى تا سال ۱۱۷۸ هجرى مستقیم بر اردن حکومت نکرد. در خلال جنگ جهانى اول “شریف حسین” از مکه حرکتى شورشى بر ضد عثمانى انجام داد. بریتانیا که همواره در پى فرصتى مناسب جهت تجزیه فلسطین بزرگ و ایجاد سرزمینى آزاد براى یهودیان بود - اعلامیه بالفور - شورش شریف حسین را به سوى عثمانى هدایت نمود و بعد از جنگ جهانى هر دو سوى رودخانه ى اردن زیر نظر نیروهاى انگلیسى درآمد و در سال ۱۹۲۱-۱۲۹۹ هجرى بریتانیا با ایجاد یک امیرنشین تحت سلطه ى خویش به بخش شرقى خودمختارى داد و رسما امیرنشین اردن به پیشوایى “امیرعبدالله” از فلسطین بزرگ جدا گردید.

امیر عبدالله شهر “امان” را به پایتختى برگزید و لى امور ما لى و امنیت و امور خارجه با نظارت مستقیم افسران انگلیسى انجام مى گرفت. در اعلامیه ى بالفور انگلیس متعهد ایجاد کشورى مستقل یهودى در سرزمین فلسطین شده بود و به پاى آن ایستاد. پایان جنگ جهانى ده ها هزار یهودى از سرتاسر جهان و بیشتر از آلمان نازى و روسیه ى تزارى و دیگر کشورهاى اروپایى به فلسطین آمدند و اعراب فلسطینى و یهودیان بر سر کنترل منطقه به جنگ روى آوردند. در نتیجه اردن نیز درگیر مساله فلسطین گردید. سال ۱۹۴۸ که انگلیس قیمومیت فلسطین را رها کرد و یهودیان دولت اسراییل را تشکیل داد، اردن همراه با دیگر کشورهاى عرب به جنگ اسراییل رفتند. پایان جنگ سال ۱۹۴۹ اسراییل سرزمین هاى بیشترى از فلسطین را اشغال کرد. هنوز بخش غربى در اختیار اردن بود اما اورشلیم بین اردن و اسراییل قسمت شد و در سال ۱۹۵۰ اردن رسما بخش غربى را از دست داد. سال ۱۹۵۱ عبدالله بوسیله ى پسرش “تلال” برکنار گردید و خود به علت بیمارى سلطنت را به پسرش “حسین” واگذارد. از سال ۱۹۵۳ که وى رسما و قانونا مسوولیتهاى پادشاهى را به دست گرفت، لژیون افسران عرب -انگلیس را به ارتش عربى اردن برگرداند روز به روز تنش میان اعراب و اسراییل باﻻ مى گرفت و نهایتا با فشارهاى غربى ها اردن با اسراییل سال ۱۹۶۰ بر سر تقسیم آب رودخانه ى اردن به توافق رسید. اردن در جنگ شش روزه بخش شرقى اورشلیم و تمام بخش غربى رود اردن را از دست داد و ۳۰۰ هزار فلسطینى ساکن حاشیه ى غربى و اردوگاه هاى پناهندگان به شرق اردن گریختند. بعد از جنگ ۱۹۶۷ بسیارى ساکنان اردوگاه ها و کسانى که منابع درآمد اقتصادى و مراکز توریستى خود را از دست داده بودند به گروه هاى چریکى ضد اسراییلی پیوستند. از سال ۱۹۷۰ این گروه هاى شبه نظامى (چریک) قدرتى در حکومت اردن شدند. سرانجام، ارتش اردن به دستور شاه حسین به قرارگاه هاى چریک هاى فلسطینى حمله کرد. نیروهاى سورى نیز به حمایت از چریک هاى فلسطینى وارد اردن شدند. و لى بعد از عقب نشینى سوریان، اردن کار مبارزه با چریکها را دنبال کرد و در عرض یک ماه آنها را متلاشى نمود و جنگ بین نیروهاى اردنى و چریک هاى جدا مانده تا سال ۱۹۷۱ ادامه داشت. در کنفرانسى که سران عرب در سال ۱۹۷۴ داشتند، با توجه به کمرنگ شدن روز به روز نقش اردن در جنگ با اسراییل، تصمیم گرفته شد بخش غربى یکسره استانى مستقل در دست فلسطینیان قرار بگیرد و در صورت عقب نشینى اشغالگران اسراییلی، P.L.O  (سازمان رهایى بخش فلسطین) آن استان نو بنیاد فلسطینى را اداره کند. بهر روى اردن از آن زمان نقش مهمى در ساحل غربى بازى نکرد جز کمک هاى ما لى ماهانه که به بخش خدمات- پزشکان، معلمان و کارکنان دولت- به صورت حقوق مى پرداخت.

عدم توافق بین رهبرى فلسطینیان با شاه حسین به کوشش شاه حسین در تغییر رهبرى فلسطین انجامید. اما سال بعد تظاهرات فلسطینایان در بخش غربى بر ضد اسراییلیان بر پا شد. شاه حسین به فلسطینیان گوشزد کرد که دیگر بر کمک هاى ما ل اردن حساب نکنند و ارتباط خود را با آنها برید. 

سال ۱۹۹۰ عراق به کویت حمله آورده همه ى جهان از جمله بسیارى اعراب با حکومت عراق مخالفت کردند. ۱۹۹۱ جنگ به پایان آمد، اردن بخاطر روابط تجارى خود با عراق زیان بسیار دید. “شاه حسین” هم مرد. با مرگش نظام پادشاهى در اردن تغییر نیافت. عبدالله دوم پسر نیمه انگلیسى نیمه مستعرب حسین به سلطنت رسید. امروز او مسلط تر بر مردمانى نیازمند به آزادى و رفاه در سرزمینى گرم، کم باران و صحرایى و نیمه فقیر پادشاهى مى کند.

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.