مصر

مهر ۲۷م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج- تورنتو

مصر با پشتوانه ى پنجهزار ساله ى تمدن باستانى بین سنت گرایى و مدرنیسم دست و پا مى زند

مصر با قدمت تاریخى پنجهزار ساله بخشى از گهواره ى تمدن بشرى است . سرزمینى است بیابانى و خشک در شمالشرق آفریقا که میان آن، دره باریک، سبز و حاصلخیز نیل قرار گرفته است . نیاکان مصریان عده اى بیابانگرد شکارچى بودند که به دنبال شکار به کرانه هاى نیل آمدند و کشاورز پیشه شدند . طغیان هر ساله نیل در فصل تابستان، سرچشمه ى روزى و سامانبخش زندگانى مردمان بود . آنان آموختند بر زمینهاى اطراف نیل، پس از فرونشستن آب، از پهناى هر کناره ى ده کیلومترى که با قشرى خاک مناسب کشت و زرع پوشیده بود . گندم، جو، پنبه و  . . . عمل آورند . خیش را اختراع کردند و بر شانه ى گاو بستند و زمین را شیار زدند . خط را پدید آوردند و کاغذ پاپیروس را، و نوشتن را . بر خشت خام نوشتند و سنگ .

پنج هزار سال پیش قبایل کوچک توانستند روستاهایى بر کرانه هاى نیل جنوبى (مصر علیا) و دلتاى نیل (مصر سفلی) بسازند و پس از گذشت زمان به شهرهایى بدل کنند . شهر “تب” مرکز مصر سفلی و “ممفیس” مرکز مصر علیا بود . بعدها، همه در هم ادغام و سرزمینى یکپارچه و نخستین سیستم حکومتى جهان حدود ۳۲۰۰ سال پیش به وجود آمد، مصریان بر مبناى طغیان نیل و فصل کشاورزى گاه شمار ۳۶۵ روزه ساختند، دانش ریاضى، هندسه و معمارى را گسترش دادند . کار بازرگانى توسعه یافت و بازرگانان مصرى به کشورهاى همسایه حبوبات، غلات، کتان، ابزارهاى مسین، طلا، جواهر، فیروزه مى فروختند و الوار، عاج، سنگ ﻻجورد و روغن زیتون مى خریدند . بر رودخانه ى طویل (۱۰۰۰ کیلومتر) نیل، با قایقها و کشتى هاى ساخته از نى مسافرت مى کردند . مصریان باستان به خدایان و الهه ها باور داشتند . مهمترین خداى اهالى دره نیل”Re” رع بود . او را خداى آفتاب مى دانستند و الهه ى برداشت محصول “Rennutet” بود . از همه برتر الهه ى “Isis” نماد مادرى و همسرى بوده است .

“اوزیرس” خداى مرگ “هورس” خداى آسمان، که همواره در تندیسها و نقاشى هاى دیوارى معابد و اهرام با سر قوش و تنه ى انسانى نشان داده اند . مردم “تب” آمون را مى پرستیدند . آمون خداى خورشید بعدها با “رع” یکى شد و در شهر “ممفیس” معبدى بزرگ و عمومى براى او ساختند . آن معبد در شهر “کرنگ” به صورت معبدى بسیار بزرگ سه بخشى با دیوارهاى نقاشى شده برآمده بود . آن مردم شاهان خود را (فراعنه) خدا مى پنداشتند و مى گفتند پس از مرگ همراه “رع” خداى آفتاب برگردوندى آسمان درخشان سوار مى شوند . همچنین به زندگانى بعد از مرگ باور داشتند . به همان روى مردگان را مومیایى و همراه آنان ابزار زیستن، غذا، میوه و گاه تندیس هایى از خدمتکاران به گور مى فرستادند و فرعونها بر باور جاودانگى و حیات بعد از مرگ مقبره هایى شگفت انگیز و هیوﻻیى ساختند . در مجموع ۳۵ هرم از دوران سلسله هاى سى و یک گانه ى شاهان (فراعنه) بر ساحل نیل به جا مانده که سه هرم از بزرگترین ها، جزو عجایب هفتگانه ى روى زمین شمرده مى شوند و عظیم ترین آنها، هرم “خئوپس” در “جیزه” با ارتقاع یکصدو چهل متر و قاعده پنج هکتار است . در آن بیش از یک میلیون پاره سنگ آهک بکار رفته هر یک به وزن تقریبى دو و نیم تن . آن هرمها حدود چهار هزار سال پیش به فرمان فراعنه و نیروى کار بردگان ساخته شد . براى بزرگداشت فرعونها، از آنان پیکره هاى عظیم سنگى مى ساختند . از جمله “ابوسمبل” در نوبه که تندیسى از “رامسس” دوم است که حدود ۳۲۰۰ سال بر جریان رود نیل مى نگرد . بعد از ساختمان سد اسوان این مجموعه به زیر آب مى رفت، کارشناسان باستانشناس روسى آن مجموعه ى میراث بشرى را به کمک ابزارهاى فنى دقیق و محاسبات فیزیکى هفتاد متر از سطح آب و کناره ى رودخانه باﻻ کشیدند و جابجا نمودند . در مصر باستان خانواده به شکل پدرساﻻرى اداره مى شد و با مرگ پدر، سرورى به پسر بزرگ پدر مى رسید . مردم به سه طبقه ى اشراف، هنروران و بردگان بخش بندى شده بودند .

زنان تا حد زیادى آزادى داشتند، حتى سه نفر از آنان پادشاهى کردند . بچه ها، اسباب بازى داشتند و توپ چرمى و حیوانات دست آموز . براى فراگیرى خواندن و نوشتن و حسابدارى جهت خدمت به دولت به آموزشگاه هاى ویژه مى رفتند . رفتن از طبقه اى به طبقه دیگر معنى نداشت حتى بردگان ﻻیق مى توانستند آزادى خود را به دست آورند و جزو گروهى باﻻتر ارتقاع یابند . کتابخانه ى اسکندریه - در تایید دانش- بیش از چهارصدهزار طومار بر پاپیروس نوشته داشت . خط اختراعى آنان “هیروگلیف” نوعى خط نقاشى با هفتصد علامت بود که کارشناسان آموخته قادر به خواندن بودند . بعدها، دیگر ملل جهان خط خود را با تغییراتى از خط مصریان گرفتند . امروزه . دانش “مصرشناسى” بر پایه همان نوشته ها و تصاویر مانده بر دیوارهاى معابد و اهرام قابل دنبال کردن است . تمدن مصر باستان از زمانى آغاز شد که دو بخش سفلی و علیا متحد شدند و دوران طلایى بین سالهاى ۶۸۶ ق .م تا ۲۱۸۱ است که در همان فاصله اهرام نیز ساخته شد و “ابوالهول” را به طول ۷۳ متر و ارتفاع ۲۰ متر از سنگ تراشیده اند . که نماد قدرت فرعون مى باشد، سرى به شکل انسان و بدنى به هیئت شیر دارد . مصریان باستان سال ۳۱۰۰ ق .م تمدن خود را با اتحاد دو بخش بنیانگذاردند و تا ۲۳۳ ق .م که اسکندر به آنجا حمله کرد و متصرف شد سلسله ى شاهان اغلب با قدرت و گاه با ضعف بر مصر فرمانروایى کردند . سال ۳۱ ق .م رومیان با جنگ “اکتیوم” به مصر یورش بردند و در سال سى آنجا را متصرف گشتند . البته قرن هفتم ق .م آسوریان سه سال بعد ایرانیها و بعد به ترتیب یونانیها، رومیان، اعراب، فرانسویان، انگلیسى ها بر مصر مسلط شده اند .

سال ۶۳۹ (۱۷ هجرى) اعراب به بیزانس (روم غربى) حمله کردند و مصر هم که جزیى از آن قلمرو بود بدست آنها افتاد و اسکندریه سقوط کرد . سال ۲۰ هجرى عمرو بن  عاص فرمانده سپاه عرب قرارگاهى نزدیک قاهره ساخت و مردم، آرام آرام تعالیم اسلام و زبان عربى را فراگرفتند و از مسیحیت بریدند و مصر بخش مهمى از قلمرو اسلام شد . از آن پس مصر تحت فرمان خلفاى بنى امیه از دمشق مرکز سوریه اداره مى شد . بعد که خلفاى عباسى به جاى بنى امیه به اداره ى سیتره ى کشورهاى اسلامى از مقر بغداد پرداختند، مصر با پرداخت مالیات به خلفا، حاکمان مصرى داشت . بین سالهاى ۸۶۸ تا ۸۶۹ دو سلسله ى ترک بر مصر حکومت کردند تا به سال ۹۶۹ (۳۴۷ هجرى) سلسله ى فاطمى که از شیعیان اسماعیلی مذهب بودند از ضعف خلفاى عباسى بهره بردند و سر از فرمان آنان پیچیدند و خود بر مصر تسلط یافتند حتى بر دیگر نقاط آفریقا . آنان شهر “القاهره” را سال ۹۷۳ میلادى به پایتختى برگزیدند . آنان نیز مسجد “اﻻزهر” را ساختند که بعدها یکى از معتبرترین مراکز فرهنگى و آموزش دینى شد .

اواسط سال ۱۱۰۰ میلادى فاطمیان مورد هجوم صلیبیون اروپایى قرار گرفتند . سال ۱۱۶۸ خلیفه ى فاطمى از سوریه تقاضاى کمک نظامى براى بیرون راندن صلیبیون نمود . صلاح الدین سردار سورى آنها را از مصر بیرون کرد و سپس در سال ۱۱۷۱ فاطمینان را نیز دفع و خود پایه گذار سلسله ى حکام ایوبى در مصر شد . در نتیجه با برنامه ریزى سنى ها جایگزین شیعیان شدند و منطقه اى آزاد بوجود آورد . ایوبیان تا سال ۱۲۵۰ (۶۳۴ هجرى) بر مصر حکومت کردند . بعد مملوکان که از غلامان ترک مغول و “چرکس” بودند و از حاکمان ایوبى محافظت مى کردند بر حاکمان شوریدند و خود سلسله ى مملوکان مصر را پایه ریزى کردند و حدود ۲۰۰ سال حاکمان مصر شدند . سال ۱۵۱۷ سلطان “سلیم” عثمانى مصر را متصرف و ۱۷۹۸ ناپلئون بناپارت به مصر حمله کرد و پس از سه سال نیروهاى خود را عقب کشید . محمدعلی یک افسر ترک ارتش عثمانى براى بیرون راندن بقایاى نیروهاى فرانسوى در سال ۱۸۰۱ به مصر فرستاده شد، ولى پس از مدتى که قدرت گرفت خود در سال ۱۸۰۵ حکومت را در دست گرفت و مى دانست براى ماندگارى به ارتشى مجهز و کارآمد نیاز دارد، او تعدادى مستشار اروپایى به مصر آورد و در اندیشه تغییرات بنیادى در زمینه هاى اجتماعى، آموزشى و کشاورزى بود . اما انگلیسى ها به او فشار آوردند و در نتیجه او در اجراى آرزوهایش موفق نگردید . پسرش سعید پاشا که تا سال ۱۸۳۶ حاکم مصر بود، قرارداد حفر کانال سوئز را با یک کمپانى فرانسوى بست . پس از او برادرزاده اش اسماعیل تا سال ۱۸۷۹ خدیو مصر بود . سال ۱۸۸۲ نیروهاى انگلیسى در کنترل مصر دخالت کردند با آغاز جنگ جهانى اول و دشمنى رسمى انگلیس و فرانسه با دولت عثمانى و به منظور مقاصد تجزیه طلبانه و ایجاد کشورهاى تحت نفوذ، انگلیس و فرانسه هر یک پاره اى از سرزمین فلسطین بزرگ را تحت الحمایه ى خود درآوردند . و پس از مدتى به مصر اجازه دادند سلطان خود را داشته باشد .

فٶاد در سال ۱۹۲۲ پادشاه مصر شد و پسرش فاروق در سال ۱۹۳۶ جاى پدر را گرفت و انگلیس همواره از حاکمیت مصر پشتیبانى مى کرد . تا سال ۱۹۵۲ که ملک فاروق در اثر شورش افسران ارتش مصر از کشور گریخت . سال ۱۹۵۳ مصر جمهورى اعلام گردید و ژنرال “محمدنجیب” رییس جمهور و در سال ۱۹۵۴ سرهنگ “جمال عبدالناصر” نخست وزیر وى شد . به زودى ناصر بدل به قدرتى در جهان عرب گردید . نیروهاى انگلیسى و فرانسوى به بهانه ى سهامداران کانال سوئز دست از دخالت در امور مصر برنمى داشتند، سرانجام مصر راه آبى سوئز و رفت و آمد کشتى ها به سوى اسراییل از دریاى سرخ را بست . این عمل از سوى کشورهاى متحد غرب و سازمان ملل محکوم شد و با اعمال نفوذ کشورهاى طرفدار اسراییل از دادن وام کلان به مصر براى ساختن سد اسوان جلوگیرى گردید . ناچار طبق ضرورتهاى زمانى ناصر از سیاست “توازن” براى کشور خود استفاده، دست کمک به سوى “اتحاد جماهیر شوروى” رقیب کمونیست آن روز جهان غرب دراز نمود و در واقع به آغوش، کمونیست هاى فرصت طلب افتاد . سال ۱۹۵۶ نیروهاى نظامى انگلیس و فرانسه به سپاهیان اسراییلی در حمله به مصر کمک کردند . ناصر همراه با سوریه و یمن اتحادیه ى عرب را به وجود آورد که چندان دوام نیاورد . در جنگ شش روزه اسراییل توانست صحراى سینا را تصرف کند و ارتش مصر را در هم بکوبد . بعد از مرگ ناصر که موجب اندوه فراوان بسیارى آرمانخواهان جامعه ى فقرزده ى مصر گردید، ژنرال انور سادات به ریاست جمهورى مصر برآمد و با حمایتى که غرب از او مى نمود در اجراى برنامه هاى مبارزه با گسترش کمونیزم انورسادات از بلوک کمونیزم برید . یکى از ترفندهاى غربى ها براى مبارزه با رقیب، در دوران جنگ سرد، حمایت از نیروهاى مذهبى بود - در همه جاى جهان- انورسادات به نمایندگى از سوى کشورش با رهبر اسراییلی- مناخیم بگین- مصالحه نمود، اسراییل را به رسمیت شناخت و صحراى سینا را پس گرفت . سرانجام در روز برگزارى جشن ساﻻنه ى جنگ سوم اعراب با اسراییل که هر ساله با غرور ملی برگزار مى شد، گروهى بنیادگراى مذهبى که از شکست در جنگ شش روزه، از دست دادن “نوار غزه” و کرانه ى باخترى رود اردن، ناراضى بودند و حضور اسراییل را در بخشى از سرزمین فلسطین برنمى تابیدند، سادات را ترور کردند . سادات نیز قربانى سیاست مبارزه با کمونیزم از راه ایجاد کمربند سبز شد . امروزه مصر با پشتوانه ى پنجهزار ساله ى تمدنى باستانى و جمعیتى مناسب کار و تولید، از توزیع عادﻻنه ى ثروت ملی و ایجاد رفاه عمومى مانند دیگر کشورهاى جهان سومى و توسعه خواه عاجز مانده و درگیر اندیشه هاى سنت گرایانه ى آیینى و مدرنیسم در جا مى زند .

“حسنى مبارک” رییس جمهور مادام العمر که از سوى آمریکا و هم پیمانهایش هر باره در انتخابات نمایشى غربى پسند سر از صندوق رییس جمهورى با اکثریت آراى مردم نداده بیرون مى آورد، چاره اى جز روز به روز عرصه ى آزادى اندیشیدن را بر مردم تنگ و تنگ تر کردن ندارد . حکومت هاى پلیسى و بگیر و ببند، ره به جایى نخواهند برد، چه نیروهاى مبارز براى رهایى و حق طلبى به مبارزات چریکى رو مى کنند و در آن بیگناهان قربانى مى شوند، راهى که غرب مى رود، جایى ملتى را یک جا نابود مى کند و جایى دیگر یکنفر نابود ملتى مى شود .

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.