مروارید جزایر آنتیل

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۸ توسط Houshang

هوشنگ سارنج

کوبا،کلید دروازه خلیج مکزیک ،بزرگترین جزیره دریای کارایب با مردمانی شاد و خوشبرخورد و مهربان،که آرام و آهسته می‌‌پرسند و چون آهوی ترسان می‌‌رمند؛زیر آفتاب گرم استوایی،میان آبهای آبی درخشان ،بسیار دیدنی است.دیدار از آن سرزمین ،یاد دیدن نقاشیهای گویا،را از کشتزارهای نیشکر و آناناس ،در خاطره،زنده می‌‌کند.

دوازدهم اکتبر ۱۴۹۲میلادی ناوگان اکتشافی -بازرگانی کریستوفر کلمبوس بر کرانه‌های سپید سنگ جزیره لنگر انداخت.کلمبوس آن جزیره بی‌ پناه را به نام پرنس جوین،برای اسپانیا،با نام ایسلا جوینا،بر حلقه‌های زنجیره سرزمینهای مستعمره ،افزود.
نخستین زندگی سازان آنجا،سرخپوستان شکارگر و کشتکاران تاینو و سیبونی بوده ا‌ند.اسپانیاییها از سال ۱۵۱۱ م.بر این جزیره‌ها - که با هم یازده هزار کیلومتر مربع گستره دارند و نزدیک به ۱۶۰۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونیست - مسلط و به چپاول پرداختند.
کوبا در زبان بومیان تاینو به معنای جای بزرگ است.آن سرزمین ،به نسبت ،کم ارتفاع،با دره‌های حاصلخیز و آب و هوایی حاره‌ای با میانگین،۲۱-۲۷،می‌ باشد که بین ماه‌های آگوست،سپتامبر و اکتبر،مورد یورش توفانهای دریایی و گردبادهای ویرانگر خلیج مکزیک،قرار می‌‌گیرد.
موجهای کوه پیکر ،دیواره‌های باختری جزیره بزرگ را در هم کوبیده و سرمایه گذاریهای بندری - تفریحی آن کرانه‌ها ،لیسیده و زیانهای بسیار می‌‌آفریند.گرداگرد سواحل سه هزار و سیصد و هشتاد،کیلومتری،نزدیک به دویست شهر بندر و دورتر از کناره ،جزیره‌های مرجانی کوچک و زیبا همراه سختپوستان گوناگونوجود دارند.
سه رشته کوه بلندیهای کوبا را ساخته ا‌ند.لوس ارگانوس،رشته شمالی، تیرینیداد ،رشته میانی و در جنوب خاوری هم،مایسترا.بر دامنه‌های خاوری جزیره ،سوزنی برگها و در میاندره هایمیانی جزیره بر خاکهای سرخ قوی ،چمنزارهای گسترده در کنار بوته زارها،روییده ا‌ند و در بخشهای باختری و میانی هم ،باطلاقها و شنزارهایی،وجود دارند.از بلندیهای بارانگیر،رشته آبهایی باریک و جویباری -دویست رودک آب شیرین -کم ژرفا و کوتاه،به سوی کشتزارها روانند؛بزرگترین آنها، ریو کایونتا،نزدیک به ۲۴۱ کیلومتر از جنوب خاوری روانست.
اسپانییایها،چهار صد سال آدمی سوز بر سرتاسر جزایر کوبا ،به غارتگری پرداختند؛آنان در آغاز به توسعه جنگلکاری و ایجاد مزارع سود آور نیشکر و تنباکو ،روی آوردند.نیروی ارزان کار -بومیان سرخپوست -که با آلوده شدن به بیماریهای نو آورده شده اروپاییان از پای در آمدند؛واردات نخستین محموله‌های بردگان آفریقاییز ۱۵۱۷ م.آغاز شد که تا ۱۷۰۰ م ادامه داشت و سر انجام با شورش‌های رهایی بخش سال ۱۸۸۶ م.برده داری در کوبا ،بر انداخته شد. سال ۱۸۹۵ م .خوزه مارتی - قهرمان ملی کوباییها -شورشی دهقانی بر ضد مالکان یغماگر اسپانیایی،ترتیب داد که دنباله مبارزات پیگیر دهساله ی آزادیخواهان کوبایی از ۱۸۶۸ م. بود.
چون خصلت بهره کشی ،بخشی از رفتارهای آدمیان است ؛آمریکا،سال ۱۸۹۸ م.نیروها ی سپاهی خود را به بهانه بیرون راندن مستعمره گران اسپانیایی،وارد نبردی با آنان در خاک کوبا ،کرد.پس از راندن آنها ،خود تا سال۱۹۰۲ م،بر آن سر زمین،سلطه ی بهره کشانه داشت .
سرانجام ،جنبش آزدیخواهانه مردم کوبا توانست نخستین رییس جمهور خود توماس استرادا پالما را برگزیند اما آمریکا،در مخالفت با وی و مردم ،بار دیگر ،کوبا را به چنگ آورد.هنوز تا رهایی مردم کوبا ،راه درازی در پیش بود.گویا پیوسته از چاله به چاه افتادن در سر نوشت آن ملت رقم خورده بود.البته،موقعیتهای جغرافیایی چنین می‌‌نویسد.
سال۱۹۳۳م.فولگنسیو باتیستا،به پشتیبانی آمریکا،حکومت را ربود و به جز هشت سال تا پیروزی انقلابیون چپ ،در چهره و رفتار یک دیکتاتور تمام عیار بر کوبا حکومت کرد.
سال ۱۹۵۳م.گروه جوانان مارکسیست به رهبری فیدل کاسترو،و یارمندی تیوری پردازیهل بولیوی به نام چگوارا، باتیستا سر نگون گردید.
پس از پیروزی انقلاب و قدرت گرفتن یک کشور کمونیستی بیکه گوش آمریکا،شوروی سابق که در پی راه یافتن به شکافهای نفوذی قلمرو آمریکا بود -بعد از شکست یورش تبعیدیان کوبا ،و نیز مساله بسیار خطر خیز خلیج خوکها،زمان کندی -خروشچف و نیز تحریم همه جانبه ی کوبا از طرف امریکا ،از سال ۱۹۶۱تا کنون - روز به روز کوبای کوچک و استراتژیک را به زیر چتر حمایتی خویش کشید.
همه کارخانه‌ها و کشتزارهای امریکاییانردولت انقلابی مصادره کرد و اکنون در اختیار حکومت سوسیالیستی می‌‌باشد.در ورود به کلیسا‌ها ی پروتستانها- ره آورد امریکایی‌ها - و نیز رومن کاتولیک‌ها -ره آورد اروپائیان - بر روی همگان بسته شد.سفر پاپ به کوبا راهگشا بود.
حالیا،کوبا،یازده میلیون جمعیت دارد؛سوسیالیزم،بسیاری نیاز‌های اولیه مردم را پاسخ داده است؛اما…کشور به نیروی قدرت ارتش یکصد وسی هزار نفری ویگانه حزب چهار صد هزار نفری کمونیست اداره می‌‌شود.
تحصیل شش ساله ابتدایی اجباری و رایگان است.برای مسکن ،کرایه،آب بهاوبرق بها پرداخت می‌‌شود.تلفن عمومی رایگان،هم وجود دارد.راه آهن،اتوبوسرانی و هواپیمایی دولتی ،نیز.
حکومت بر کشاورزی هفتاد در صد زمینهای دولتی نظارت دارد و مالکیت خصوصی محدودیت متراژ تا حد ۶۷هکتار زمین کشاورزی دارد.مهمترین فراورده‌های کشاورزی،نیشکر،توتون تنباکو،است.در مجموع،اقتصاد کشاورزی دولتی و کم بازده است.بعد از انقلاب،سیاست صنعتی کردن کشور ناا،موفق،بود که دو عامل پایه ای،سد راه آنها شد؛نبود سرمایه،و مواد خام مورد نیاز صنایع.
کشاورزی هم به خاطر طوفانهای ویرانگر و ماه‌های خشگ و کم باران رشد قابل پذیرش نداشته.بهره برداری از معادن نیز دولتی و کند است.دولت ،مالکتمام کانها و ذخایر زیر زمینی و ناوگان صید ماهی‌ است که عمده آن صادر می‌‌شود.بیشتر تجارت کوبا، با روسیه،چین و باز مانده بلوک کمونیستی می‌‌باشد.صادرات از واردات کمتر،اغلب،نفت ،غلات،ماشین آلات وارد و شکر،سیگار و مشروب رم -که از ملاس نیشکر به دست می‌‌آید -و ماهی‌ صادر می‌‌شود.راه‌های خوب و باریک و اتوبانهای کم پهنا به چهار سوی جزیره دارند.بر آن جاده‌ها که شریان‌های ارتباطی است؛با اتومبیلهای فرسوده و کهنه مدلهای پیش از انقلاب و بنزین بسیار گران،مسافران را جا به جا می‌‌کنند.وسایط نقلیه دولتی،شامل،اتوبوس،می‌ نی ون،ساخت چین یا ایرانند.
بعد از انقلاب ،جاه طلبی‌های رهبری و شرایط جهانی ،نگذاشت ؛سوسیالیزم ،در خدمت ستمدیدگان تاریخ ،دادگر بماند.دولت خود بزرگ مالک نیرومند و توانا به نیروی سرکوبگر انسانهای آزادیخواه گردید.زبان انتقاد سازنده بریده شد.مردمان با احساس و دانشی رمانده ؛زحمتکشان دردمند،میان دو قدرت سرمایه و کار،رمق باخته شدند.
خود محوری و دیکتاتوری پورلتاریا،در چهار چوب محدودیتهای فردی،کشوری را زمینگیر ساخت تا جاییکه،امروزه برترین درامد کوبا،به فروش خدمات پزشکی -مهندسی ،به بیگانگان،بسنده شده است.لبه ی باریکی از کناره‌های دریا را از مردم بریده ا‌ند و پشت دیوار سخت ناا دیدنی از دست گردشگران ،به کسب آرز خارجی مشغولند.بهترین و آموخته‌ترین دانشگاهی،در آرزوی خدمتگزاری داخل،یکی از استراحتگاه‌های دریایی به سر می‌‌برد و در این راه مایه می‌‌گذارند.
هاوانا،شهبندرشمالی کشور،بسیار زیبا و دیدنیست.یک موزه ی پیر و خاک گرفته است ،هر کجای آن رویا یی.در هر پس کوچه ی میان بلندای ساختمانهای چروکیده،به جای ،فروشگاهی،انباری از اشیا دیدنی کنار هم ،درون ویترین ها،نشسته ا‌ند.بر همه چیز و همه جا،رد پای معماری شکوهمند اسپانیایی - اروپایی،در شهر سازی آشکار ست.قدمت در چنگال فراموشی و نبود مسوولیت بازسازی و نگهداری آرام ،جان می‌‌کند.شهر ،پشت میله‌های حفاظ،زندانی شده است.آدمهایی،در بیغوله هایی پلشت،در هم میلولند.غبار کهنگی و غربت،پوسیدگی و فرار،از فراز می‌‌بارد.آنچه،رمق ماندن دارد بوی ماندگی می‌‌دهد.جا دارد ؛همه شهر را در جعبه آینه نهاد.
سنگینی کاسترو، ادامه دارد.گزینش نسلی جوانتر با فکری نو ، هنوز ،معنا پیدا نکرده.چگوارا هم هنوز،زنده است؛تصاویرش بر در و دیوار،جلوه دارد و به حراج کسب درامد،گذاشته ا‌ند؛از کلاه و تی شرت تا بر چسب و جا کلیدی…دستهای بسیاری هم به امیدکرامت توریستها دراز است و دهانهایی،به نجوا چیزی،به گوش غریبه ها،زمزمه می‌‌کنند.

بندر استیجاری گوانتانامو،پایگاه دریایی آمریکا،در جنوب خاوری،نفس می‌‌کشد.

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.