جلادان هم می‌‌میرند(۳)

فروردین ۱۲م, ۱۳۸۲ توسط Houshang

میدان بزرگ و بس زیبای نقش جهان خوان گسترده ی نگاره ها،با آن چهار شاه بیت معماری بی‌ همتا ،که بر کرانه‌هایش بر آمده است؛گلبوته‌های همیشه زنده‌اش را آفتاب می‌‌داد.بازار همچون کاروان پر کالای شرقی.از زیر دهانه ی قیصریه با صدها مدرسه و تیمچه و کارگاه هنری،کنار کاروانسراهای بارنداز ودکانهای مالامال از ریسمان و نخ و پشم و پارچه وقند و فرش و قالی ،پیچیده در عطر خوش دارچین و فلفل،میخک و قرنفل،در باران نور تابیده از خورشیدیها ی گنبدین تاقهای ضربی ،نفس می‌‌کشید و با پیچ و خمی نرم تا ،پای مسجد جامع،می‌ خزید.

مسجد بیصحن وتک گنبده و بی‌ مناره شیخ لطف الله با رنگامیزی یگانه‌اش در لباس کاشی‌های معرق گرانتر از هر گو هر، به بلندای ستایشگر خود ،می‌ نگریست.

کوشک شش اشکوبه ی عالی قاپو با آن ساختار دلانگیز،و نگاره‌های مینیاتوری بدنه‌های درونیش ،از فراز ،مسجد شیخ لطف الله را می‌‌ستود.پایین ،سوی میدان هم،در چند گامی دروازه‌های سنگی چوگان بازی عصر صفوی ،مسجد فیروزه‌ای چهار مناره ،با آنهمه ،فضای گسترده در بازی رنگها ی سبز و آبی و سرمه‌ای با چشمان گلدسته‌ها خوان رنگین زیبائی را نظاره می‌‌کرد.

هنگامی که موشک ترکید،نخست گیجی بود و فراموشی و سپس ،بارش خاک پوسیده از بند بند آجر‌ها و ریزش سقف و ابر توده ای،قهوه ای،نارنجی و ترس و ناباوریز زنده بودن.گریز آدمها و رها ماندن کار و بارصندوقها.پارگی جا مه‌ها و پوست تن از خرده پیکانهای طوفان شیشه ها.

به یمن سبکسری موشک ،میدان از چنگال نفرت کور صدام رهید و بخشی از گو هر دانه‌ها ی پوشش گنبد فیروزه‌ها از چفت و بست خاک و گچ ،بیرون پرید.تن سالمند بناها لرزید و زیان دید؛بازار و دکه‌ها و آدمها نیز…

دور تر موشکی دیگر پشت دیوارهای مسجد جامع را به ستوه آورد و در هم شکست.زنی فرتوت ،سخت می‌‌گفت :این شهر میراث فرهنگ بشری و جهانیست؛چرا بعثی‌ها چنین می‌‌کنند؟ گویا،آن روز ها،شب  جهان خفته،بود.

رادیو می‌‌گوید:بغداد از سه سوی محاصره شده است…

موشکها،مرکز بغداد و ساختمانهای دولتی را می‌‌کوبند…

فرودگاه صدام به چنگ نیروهای متحد در آمد و نامش به فرودگاه بغداد تغییر یافت…یک هواپیما و یک هلی کوپتر امریکایی سقوط کرد…در بصره انباری از تابوتهای خالی‌ و تعدادی استخوان کیسه‌های آدمی یافت شده است…می‌ گویند ؛شاید استخوانها،از آن سربازان شهید ایرانی باشد.

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.