زاد روز عیساى مسیح در آستانه سال نو مسیحى مبارک باد

دی ۸م, ۱۳۸۳ توسط Houshang

هوشنگ سارنج

“کریسمس بهانه خوبیست در راستاى دشمنى ستیزى و اتحاد و همبستگى همه ملل با هر گونه اندیشه آیینى و مذهبى”

بدون تردید حضرت عیسى (ع) یکى از برجسته ترین معلمان اثرگذار تاریخ حیات بشر بوده است. مسیحیت که آیینى مذهبى و گسترده بین اقوام گوناگون مى باشد، بر پایه آموزشهاى اخلاقى و راهنمایى هاى شیوه زندگانى وى بنیاد و پا گرفته است. 

پاره اى مردمان از پیروان این آیین باور کرده اند که عیسى پسر خداست و بر پایه همین باور او زنده جاوید خواهد بود و پس از مصلوب شدنش، از سوى خداوندگار جهان به آسمانها برده شد و سرانجام براى هدایت فرزندان گمراه آدم به زمین بازخواهد گشت.

از کودکى وى اطلاع مستند چندانى در دست نیست. آنچه وجود دارد بر پایه نوشته هاییست که در چهار کتاب انجیل عهد جدید به نام هاى “متى” “مرقس” “لوقا” و “یوحنا” وجود دارد.

این کتاب ها بعد از مصلوب شدن حضرتش بوسیله چهار نفر از پیروان او نوشته شده است.

به نوشته  کتاب هاى “متى” و “لوقا” آن حضرت در بیت لحم فلسطین بى آنکه پدرى داشته باشد از مریم باکره به دنیا آمد. آفرینش وى همچون حضرت “آدم” پدر نخستین بشر قلمداد شده است. طبق روایت لوقا، مریم باردار همراه یکى از بستگانش - یوسف نجار- براى امر سرشمارى که به دستور امپراطور روم و فرمانرواى فلسطین اجرا مى شد، به شهر نیاکان خود آمده بود و به علت کمبود جا و مکان در ستورگاهى، سر پناه جستند و عیسى در آخورى از همان مکان پا به عرصه هستى نهاد. در کتاب مقدس مسیحیان آمده است:

….. در کشتزارى نزدیک آن مکان چوپانان گوسپند مى چرانیدند، ناگاه بر پهنه گسترده آسمان درخششى تابناک زد و در آن روشنا، فرشته اى آشکار گشت، فرشته چوپانان را گفت: “مهراسید که من شما را و همه مردم را مژده اى بزرگ آورده ام، چه امروز در میان شما و شهر داوود، رهاننده اى به جهان آمده است که مسیح آفریدگار است….”

پس ستاره اى درخشان بر فراز بیت لحم پدیدار گشت… پس سه مرد خاور زمینى از دانشمندان دینى به نزدیک هرود، شاه یهودیه آمدند و از وى جویاى نوزاد بیت لحم شدند و گفتند ما ستاره او را در سرزمین خویش دیده  و به دیدارش تا اینجا آمده ایم. …. آنان به اشاره هرود به بیت لحم رفتند و به دیدار نوزاد نایل آمدند. پس هدایایى از زر و سکه و دیگر اشیاء گرانبها پیشکش کردند….

تولد مسیح را برابر با ۵۲ دسامبر دانسته اند و گروهى نیز روز ۱۲ دسامبر که برابر با آغاز فصل زمستان مى باشد را زادروز مسیح مى دانند. این روز آخر فصل پاییز و شبش طوﻻنى ترین شب سال است و “شب یلدا” نامیده مى شود. این جایگزینى و نامگذارى هم ریشه در شیوه زندگانى انسان دوران شبانى و کشاورزى دارد. که روزهاى بلند و آفتابى را دوستتر مى داشتند چه از فرداى شب یلدا، روزها بلندتر و بلندتر و آفتابى تر مى شوند و آن آغاز را جشن مى گرفتند.

و رومیان قدیم هم آغاز طوﻻنى تر شدن روزهاى آفتابى در پیش یا زادروز خورشید و “زادمهر” را جشن مى گرفتند و بدان مناسبت به یکدیگر هدیه هایى مى دادند و امروزه رد پاى آن در هدایاى جشن کریسمس - “کریست” به معنى مسیح و “مس” گونه اى از آداب کلیسایى است.- دیده مى شود: که باز این هدیه ها، کارى نمادین، از چشم روشنى هاى آن سه مرد روحانیست که تقدیم نوزاد مقدس (عیساى مسیح)  نمودند.

“کنده درخت” سوزان هم بازمانده یکى از همان جشنواره هاییست که از دیرینه شمال اروپا به مسیحیت راه یافته است. اندیشه درخت کریسمس از آلمان و “سانتوکلوز” یا بابانوئل هم نماد “نیکوﻻى مقدس” در آیین کلیسا مى باشد. در بخش آمریکاى مسیحیت بابانوئل چهره اى پروار و خندان دارد که سوار بر سورتمه اى که گوزنهاى شمال آنرا مى کشند، پدیدار مى شود و به بچه ها هدیه هاى فراوان مى دهد. 

عیسى از آغاز تولد، بخاطر بخطر افتادن منافع گروهى از فرمانروایان و ملایان یهودى، دشمنانى داشت. نخست هرود از ترس اینکه مبادا، آن شاهى که آن سه مرد روحانى از پیدایى او سخن رانده بودند همو باشد و بزودى بر قلمرو او سلطه یابد، در اندیشه از میان بردن او برآمد. در نتیجه دستور به قتل عام تمام کودکان خردسال از دو سال به پایین را صادر کرد. اما مذهبیون مى گویند خواست خدا بر بقاى مسیح بود.

و هنگامى که عیسى تعالیم دینى خود را آغازید فرمانروایان رومى و نیز پیشوایان مذهبى یهود که باز از به خطر افتادن موقعیت هاى خود مى هراسیدند، در اندیشه نابودى عیسى برآمدند. عیسى که بنیاد آموزشهاى وى بر مهربانى و دادگرى و اطاعت از ده فرمان حضرت موسى هم قرار داشت انگیزه دشمنى پاره اى یهودیان قشرى را فراهم آورد. پاره اى دیگر از یهودیان وى را شاه انگاشته، زیر پاى او را با گیاهان و جامه هاى خویش آذین مى بستند و او ناراحت از این اعمال مى گفت: “من تنها در اندیشه ایجاد خدا باورى هستم و بس.”

پیروان وى باور دارند که هرازگاهى دست به معجزاتى مى زد، شفا دادن بیماران، بینا ساختن کوران، بر روى آب راه رفتن و یکبار هم مرده اى را زنده کرد.

این همه دشمنان را بر آن داشت که قصد جانش کنند. سرانجام به دنبال دسیسه چینى هاى فراوان و دشمن سازى، یکى از پیروان او، یهوداى اسخر یوطى که با سى سکه نقره فریفته گشته بود جاى او را که در باغى به عبادت بود به دشمنان یهودى نشان داد. نگهبانان معبد یهودیه بیت المقدس به آنجا ریختند و دستگیرش ساختند. سپس وى را به جرم واهى کفرگویى محاکمه و محکوم و به دست دژخیمان رومیانى سپردند و آنان نیز آن شریف خدمتگزار و مروج مهربانى را بى گناه بر تپه جلجتا مصلوب ساختند. 

از اینهمه آنچه برمى آید، آنکه مسیح و دیگر مقدسان که امروز عینیت ندارند و وجود خارجى. تنها پایگاه هاى فکرى و نمادهاى اخلاقى در باور و ذهن مردمانند و انسان سرگردان و نیازمند، مى تواند از این پایگاه هاى هادى، رهنمود بگیرد و بر پایه آموزشهاى راهنمایانه خویشتن را از گناهکارى و خلافکارى دور سازد و به دور از هر گونه جبهه گیرى و دخالت ورزى در شیوه زندگانى دیگران، آسوده زندگى کند. و با دخالت دادن اندیشه هاى باورى و سیاسى کردن آن موجب جدال بیش آدمیان نشوند. هر کس به میزان شعور، آگاهى و دانش خود، خداشناس است. داستانهایى هم که درباره پیدایى مقدسان بوجود آمده گونه اى از برداشت “وحدتى” و هستى خدایى است. و به قول شاعر اندیشمند پارسى گو: “چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.” 

کریسمس بهانه خوبیست در راستاى دشمنى ستیزى و اتحاد و همبستگى همه ملل با هر گونه اندیشه آیینى و مذهبى.

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.