تیم فوتبال ایران در راه جام جهانى

خرداد ۱۴م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

نزدیک به هشتاد سال پیش فوتبال ایران از میان زمین هاى پر غبار و تفته ى خوزستان بر پاهاى برهنه ى جوانان سوخته از تشنگى و دلباخته، در اوج فقر وسایل و مربیان کارآزموده بالید و امروز در خیل نمایندگان فوتبال آسیا به اردوى جام جهانى مى رود.

یک بازى، شبیه فوتبال امروزى، در کشور چین حدود چهارصد سال پیش از میلاد مسیح اجرا مى شده، در سال ۲۰۰ بعد از میلاد هم رومیان با یک توپ در میدانى که خطى در وسط داشت، دو گروه، با یکدیگر مبارزه مى کردند تا آن توپ را از خط میانى به سوى حریف بگذرانند. بچه هاى لندنى نیز در سال ۱۱۰۰ میلادى چیزى همانند فوتبال در خیابانها، بازى مى کرده اند.  سالهاى ۱۸۰۰، هم بسیارى مدارس آن روزى انگلیس نوعى بازى شبیه soccerداشته اند. انان قوانینى براى آن بازى وضع کردند که یک گون و هماهنگ نبود، بلکه هر گروه قواعد خود را بازى مى کردند. تا در سال ۱۸۴۸ نمایندگان مدرسه هاى گوناگون با همکارى کالج ترینیتى در کامبریج نخستین قوانین بازى فوتبال را تهیه دیدند و در سال ۱۸۶۳ نمایندگان تیم هاى سراسر انگلیس اقدام به تشکیل کانونى به نام football association نمودند. از آن تاریخ فوتبال آغاز به گسترش در جهان کرد. نخستین سازمانهاى فوتبال در بلژیک و بعد دانمارک و شیلی و ایتالیا و سرانجام در سویس پا گرفتند و تا اواسط ۱۹۰۰ در آمریکا، چندان رواجى نیافته بود، اما نخستین فدراسیون فوتبال کانادا در سال ۱۹۱۲ سازمان یافته است.

و اما واژه ىsoccer که امروزه در بسیارى کشورها، از جمله ایران به آن فوتبال گفته مى شود، از از همان ترکیب کانون فوتبال آمده است که خلاصه ایست از assoc، امروزه در انگلستان و بسیارى کشورهاى دیگر به این بازى هم soccer و هم football association مى شود.

در سال ۱۹۳۰ نخستین بازى جهت کسب کاپ جهانى فوتبال در شهر مونته ویدیوى کشور اورگویه اجرا گردید و از آن پس هر چهار سال یکبار در مکانى که از سوى FIFAتعیین شده، بازیها، به طرز باشکوهى اجرا مى شود، تنها، هنگام جنگ جهانى دوم این رویداد ورزشى برگزار نگردید. بد نیست بدانید در سال ۱۹۰۴ میلادى هم، فدراسیون بین المللی فوتبال  Federation Internationale de football Association  (FIFA)

اگر بازى شطرنج پیکار اندیشه ها باشد، فوتبال یک پیکار جدى میان دو گروه در زمینه هاى همسویى توانمندى هاى جسم و جان است. این مبارزه ى جمعى در میدانى به طول و عرض تقریبى ۱۰۰*۵۰متر با همکارى ۱۱ نفر در هر گروه، زیر نظر یک داور و دو دستیار او به پیش زمینه هاى، فرهنگ، رزم فنى و آگاهى هاى فراوان تاکتیکى و زیربناى تخصص علمى مربیان همراه با تیزهوشى و قدرت بدنى و آزمودگى بازیکنان نیازمند است. فوتبال امروز با گذشته تفاوت هاى بسیار دارد. همگام با دیگر رشته هاى فنى - علمى، اقتصادى - سیاسى. این رشته در بستر دانش گسترده بالیده و از تمام امکانات موجود علمى بهره مى برد و در آن، بخت و اقبال و سرنوشت و کرامت جایى ندارد. آن کس از میدان مبارزه پیروز برمى آید، که بیشتر بداند، نیرومندتر باشد با توان روانى باﻻ، دور از دستپاچگى و خود باختگى، به اجراى همکاریهاى فنى و دست آوردهاى گروهى بپردازد. آغاز گسترش و فراگیرى فوتبال در ایران، به دنبال اکتشاف نفت در حوزه هاى مناطق نفت خیز و ایجاد شهرک ها و شهرهاى نفتى و آمدن کارکنان انگلیسى به آن مناطق پدید آمد. کارکنان انگلیسى شرکتB.P هنگام استراحت به بازى فوتبال در زمین هاى شهرهاى مسجدسلیمان و آبادان مى پرداختند- نقل به مفهوم از کتاب تاریخچه ى ورزش در مسجد سلیمان نوشته منوچهر یاورى. کم کم بازى فوتبال به دیگر شهرهاى ایران نفوذ یافت. متاسفانه درآمد ملت ایران از فروش و حراج و یغماى نفت از سوى “شرکت هاى نفت انگلیس و بختیارى”، “انگلیس و ایران” و بعد از ملی شدن نفت، “شرکت هفت خواهران” و “کنسرسیوم نفت” و …. و ….

چیزى بیش از هزینه ى استخراج و لوله کشى انتقال نفت تا سواحل جنوبى کشور و توسعه برنامه خانه سازى براى پرسنل خارجى و ایجاد نهادهاى تفریحى - سینما، باشگاه، استخر، فروشگاه ….. نبود - به نقل مفهومى از کتاب پنجاه سال نفت نوشته مصطفى فاتح - و گویا جمله آن سیاسمتدار بزرگ درست آمد که “نفت براى همه طلاست و براى مردم ایران بلاست” نه پیش و نه پس از آن تاریخ ریال صرف توسعه ى بهداشت و ایجاد ورزشگاه هاى مورد نیاز مردم نگردید. ایرانیان مستعد، هیچگاه فرصت ابراز شایستگى هاى ورزشى را همانند دیگر زمینه ها پیدا نکردند. فرزندان صاحبان حقیقى نفت در میان گندابروها و فاضلاب جارى در شورآب رودخانه هاى هرزآب، به آببازى رفتند و بیگانگان در آب تصفیه شده به پول بیچارگان درمانده میان استخرهاى خصوصى در آرامش و خلوتگاه دلخواه شنا کردند. در حاشیه ى آن بازیگرى هاى حسرت انگیز فوتبال ایران برفراز زمین هاى خاکى و تفته ى خوزستان، بر پاهاى توانمند و برهنه ى جوانان سوخته از تشنگى و دلباخته، در اوج فقر لوازم بازى و مربیان آزموده بالید و امروز در خیل نمایندگان فوتبال آسیا به اردوى جهانى فوتبال مى رود.

در تاریخ ورزش ایران چیزى به نام برنامه ریزى و آینده نگرى بنیادى وجود نداشته از دوران قاجاریه اسنادى که به جا مانده، ورزش در انحصار درباریان بوده، آن هم بازى در حوضخانه هاى مرمرین و شکار و داغ و درفش و تاب بازى بر آونگ طناب درخت.

و بعدها که درآمد سرشار نفت سرازیر گردید، گویا یگانه مصرف آن، خرید جنگ افزار و درمان کچلی دیگر نیازمندان جهان بود.

ما به حکم خصلت هایمان، مانند هنرمندان، بزرگان، پدران، مادران، معلمان و ورزشکارانمان، انتقادپذیر نیستیم. تا آمدن آن دوران، حالیا براى بازیکنانمان کف بزنید، بد نگویید، روحیه خراب نکنید. زیرا ملت ایران به گفته “برشت” به “قهرمان” نیاز دارد. مردم حق دارند به دنبال نیازهاى روانى، از ته دل فریاد بکشند، امروز در باور آنان بخشى از غرور ملی شان در گرو بازى هاى جام جهانى پنهانست. اکنون که تیم ملی آنان راهى جام جهانى شده است از هر گون نفاق افکنى، شایعه سازى رسانه اى بپرهیزید. تا آنان، خود از کف داده پا به میدان نگذارند. ما ملتى غیرمنطقى، احساساتى، ضربه پذیر، شکننده، سختى کشیده و نامهربانى دیده ایم. ما به علل فراوان تاریخى، نیازمند هر لحظه “بارک الله” هستیم، ما روحمان با “جانمى” سیراب مى شود. ما ملتى بت ساز و قهرمان پرست هستیم و قهرمانان ما از این چهل تکه ى بس زیبا و دل انگیز سرزمینمان بیرون نیستند، آنان نیز مانند من، تو، او، ما، شما، ایشان” به “تشویق” و “ترغیب” و “بدرقه” محتاجند

بگذارید، مردمان، نمایندگان خویش را در صحنه اى بین المللی و صلح آمیز، مغرورانه بستایند.

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.