سافارى شیر افریقایى

آبان ۱۸م, ۱۳۸۷ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

بسیارى، بارها، آرزو کرده اند، که روزى را از بامداد - با خیال، ساده و بیریا در روستایى کوهستانى، دور از جنجال شهر شلوغ با روند یکنواخت زندگانیش تا شامگاه استراحت کنند. آواز خروسان پاسدار جوجکان زرین، زیر سایه بال ماکیانهاى اخمو و جنگجو را بشنوند بوى خوش نان تازه پخت تنورى را ببویند و با نوک انگشت اشاره، چشم قپ هاى برجسته ى سطح آن را سوراخ کنند و رهگذارشان را به بوى کنجد برشته و سیاهدانه و شنبلید و خشخاش عطرآگین سازند و نسیم بهاران صادق، پوست نمدار پیکرهاى گریخته از گرماى تب شهر را بنوازد; نفس در نفس کوه یا دشت سبز بیندازند و در آبشار پرتو خورشید تن بشویند. من هم مانند بیشتر شما به « حیات وحش » و جانوران و پرندگان، دلبستگى فراوان داشته ام; هنگامى که بدن بى جان کل، قوچ یا آهویى را آویخته از چنگک گوشت فروشى ها مى دیدم، دلم مى گرفت و با شرمندگى و حیا به آینه ى زنگارى چشمان فروغ باخته شان نگاه مى کردم. و آرام بر شاخهاى بى هنر افتادشان دست مى کشیدم.

پیش قفس پرندگان زندانى پاهایم سست مى شد و مى خواستم ساعتها کنارشان بمانم پرواز چلچلکان عصرپرواز و خفاشان شب شکار مدت ها مرا سرگرم مى ساخت دیدن هر پرواز مرا به دنیایى وهمى مى کشانید گویا که ریسمانى نادیدنى دل مرا به بالهاى آنها پیوند داده بود. هرچه آن پرنده بر اوج تر مى رفت و دایره ى چرخش پروازش در حفره ى چشمانم تنگتر و تنگتر مى گشت در سیاهچاله ى عروج فشرده تر مى شدم بعد احساس بى وزنى مى کردم، تا بازگشت مرغ جان به آشیانه اش. به یقین شما هم یاد دارید، زاغان و ماکیان و فاخته هاى آوازگر را که از سپیدى روز تا سیاهى شام با ما زندگى مى کردند و گردمان پرسه مى زدند، جیک جیک گنجشکان جهنده را که با آمدن نرم گربه هاى گرسنه ى محل مى گریختند و کبوتران نجیب امامزاده را که بر سفره ى کرامت زایران مى چریدند! دلم مى خواست به خاطر آنهمه آزادى در پرواز و آفتابگرفتن شان بر تنه ى گنبدها و آبنوشى از سقاخانه هاى طلایى رنگ. پر پرواز در مى آورم و نه در شب خفتهاى فراوان که در بیدارى پر مى کشیدم.

دیدن سرهاى بى تن شکارها با آن شاخهاى شکوهمند بر سر در خانه ى اشرافیت شکارگر هر دوستدار طبیعت را اندوهناک مى کرد. یاد دارید، کناره ی راه قدیمى ناهموار و باریک تهران به قم که حاشیه ى کویر شوره زار نزدیک دریاچه ى حوض سلطان را مى برید. دسته هاى آهوان ساق باریک مینیاتورى با شاخهاى نى بندى بى واهمه و گریز سبزه هاى تنک و غریب افتاده ى شورابه نوشیده را مى چریدند. در هر قرق یا پناهگاه وحش گردآبگیرهاى کوچک یا آبشخورى دست ساز و یا سایه سار تیغ بلند کوه یا خرسنگهاى رها، چندین راس بز و قوچ و گوسپند کوهى، چریده را نشخوار مى کردند؟ این تصویرهاى زیبا که در کنج یاد آباد ذهن هر کس از ما به کمین بازنگاهى دیگر نشسته، با تلنگرى از خواب برمى جهند و روزى شاد را به ما ارمغان مى دهند.

در یکصد و پنج کیلومترى غرب تورنتو، نزدیک شهر همیلتون مى توان روزى را در یاد سبز روزهاى گذشته و وانهاد زنده کرد، از خروجى (۲۹۹) بزرگراه (۴۰۱) را ترک مى کنیم; وارد اتوبان (۶) جنوبى مى شویم; خیلی کم رو سوى جنوب مى رانیم. جاده ى (۵۰۱) را پیش مى گیریم و تا (۳۰) کیلومتر به طرف غرب مى رویم. راه مانند دیگر جاده هاى این دیار، بلند، هموار و زیباست. با این تفاوت که تمام طراوت بهارى، یادآور سرزمین) فرو خفته در دریاى ذهن ما خواهد بود. در جاده ى چالوس مى رانى، بر چمنزارهاى دیلمان و استپ هاى جواهرده سیر مى کنى، در یاسوج و دره هاى پادنا و بلوط زارهاى از خرم آباد تا دشت ارژن و کناره هاى سیمره…

سافارى شیرافریقایى در میان جنگلهاى محافظت شده بر روى شما آغوش مى گشاید آنجا که زمین از درخت عور گشته، گیاهان علفى سیراب و خرم از زمین مى جوشند در پس دروازه ى ورودى بخشى از افریقاى سبز با تنوع جانورى چشم به راه نشسته است، مى توانید در خودرو خود بمانید و درها را قفل کنید و پنجره ها را باﻻ بکشید. مى توانید با اتوبوسى ویژه بسیار کند و زماندار به گرده ى راهى مشخص ساعتهایى را با درندگان اخت شده شیرین و آموختى بگذرانید. در راه تماشا مرغان و درناهاى زیبا، لک لک و مرغابى و غاز، بوقلمون و شترمرغ مى بینید، ﻻما، ببر، پلنگ و یوز، شیر و خرس به فراوانى. میمون بیشمار بازیگر و لوده. گوسپند وحشى، قوچ و کل و بز، زارفه هاى میهمان نواز و شکمو، دریوزگان کم حرف و سمج. کرگدن، گورخر، انواع گوزن، انتلوپ، بوفالو، یاک،گاومیش، آهوى مشک و فیل از دیگر دیدنیهاى آنجا هستند. در آن خواب بیدارى، نمایشهایى از فیلان و شناگرى آنان مى بینید که گویا در پارک سارانگتى و در شرق افریقا به یک سفر پر هزینه ى « سافارى » رفته اید. پرواز نمایشى مرغان دست آموز و سخنورى و آواز خوانى طوطیان آموخته، بس دل انگیز است بازار و رستوران و گردش آبى بر دریاچه مصنوعى و قطار سوارى بخشى دیگر از روزى پر تفریح است. ورودیه حداکثر ۲۰/۵۹ است سالمندان تخفیف دارند و خردساﻻن زیر سه سال و باﻻتر از آن ۵۱/۵۹ این قیمت ها در فصلها تغییر مى کنند.

براى آگاهى بیشتر به سایت زیر مراجعه نمایید.

http://www.lionsafari.com

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.