خجسته باد جشن سده!

آبان ۱۸م, ۱۳۸۷ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

سده جشن ملوک نامدار است

ز افریدون و از جم یادگار است

سده جشنى است که ایرانیان باستان، مصادف با دهم بهمن  ماه خورشیدى برگزار مى کردند. در شب دهم، آتش بسیارى در جاى جاى زیستگاه خود برمى افروختند و بر  گرد آن کوه آتش شادمانى مى کردند. در وجه نامگذارى آن جشن دو روایت هست، یکى آنکه از آن روز تا نوروز بزرگ پنجاه شب و پنجاه روز مانده است; - صد غلط مصطلح واژه “سد” یا ۱۰۰ پارسى مى باشد.

روایت دوم آنکه در قدیم زمستان را پنج ماه مى گرفتند از آغاز آبانماه تا آخر اسپند و سده جشنى بود به مناسبت گذشتن سد = صد روز از زمستان - آغاز آبانماه تا دهم بهمن - که در روز دهم بهمن برگزار مى گردید و شاید این گفته درست تر باشد. باید توجه داشت که بسیارى ازینگونه جشن هاى مانده از روزگار گذشته، ریشه در دوران پرستش مظاهر طبیعى مانند خورشید یا دیگر عناصر طبیعت شناخته شده بوسیله ى انسانهاى آن دوران دارد.

سده هم یکسره جشنى در بزرگداشت خورشید و آتش و تابندگى و بازگشت فصل گرم و بارورى زمین و کشت و برداشت محصول است. چه آن روزگاریان باور داشتند، مادر راستین هستى - دست کم بر روى زمین - ” میترا” یا “مهر” بوده است. و این جشن مى تواند یادگارى کمرنگ شده از دوران ” مهرپرستى” مردمان آن بخش از زمین بوده باشد - مصریان نخستین مردمانى هستند که از طریق رصد ستاره ی شعراى یمانى و همزمانى طلوع آن با خورشید و گذشت ۳۶۵ بار باﻻ آمدن و فرو نشستن خورشید دانستند که سال پدید مى آید. دریافتند که ارتباط نزدیکى بین روزها و ماه ها و سالها وجود دارد و بدنبال گذشت روزها و ماه ها، فصل ها پدید مى آیند و دریافتند که شمار روزهاى بین دو بدر ماه ۵ و ۲۹ روز است و سال هم شمار کامل ندارد و از گردش سیصد و شصت و پنج روز و شش ساعت ، گردش خورشید بر گرد زمین - آنها هنوز نمى دانستند که زمین گرد خورشید مى گردد - سال پدید مى آید. اسناد تاریخى و پژوهش هاى دانشمندان چنان است که کاهنان بابلی توانستند نخستین بار تقویمى با تقسیم بندى دوازده ماهه درست کنند که پاره اى از ماه ها بیست و نه روزه و تعدادى هم سى روز داشته اند.

” سده” بین اقوام ایرانى که سال آنها بر پایه ى گردش ماه گرد زمین بوده و دو فصل بیشتر نداشته، یکبار در روز “اشتاد” یکصد روز مانده به فروردین و بار دیگر صد روز بعد از “گاهنبار” آیاتریما Ayathrima در آغاز پاییز برگزار مى شد و این در تقویم نوین با روز دهم بهمن برابر است.

در گذشته شش گاهنبار مظهر آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان در آفرینش خداوند جهان آفرین بوده است. بعدها که تقویم ایرانى بر مبناى سال خورشیدى - گردش زمین بر مدار خورشید - قرار گرفت; و سال بر چهار فصل و دوازده ماه تقسیم گردید، جشن هاى دو بار در سال به یکبار کاهش یافت. در آن تقویم که تا پیش از اسلام کاربرد عملی داشت سال به دوازده ماه سى روزه با سى نام تقسیم شده بود و در عمل پنج روز اضافه مى آمد که به آن پنج روز “ایام مسترقه” یا “اندرگاه” نام نهادند و هر چهار سال یکبار نیز یک روز به سال افزودند که “کبیسه” نام دارد و آنهم ارتباط با ستاره شناسى بابلی دارد. و این روزهاى “اندرگاه” در زمان اردشیر ساسانى به آخر سال افزوده گشت.

در گذشته زرتشتیان ایران ” سده” را روز دهم بهمن بسیار شکوهمند جشن مى گرفتند و به برپایى « آتش نیایش» که بزرگداشتى از پاکى، روشنایى و فروغ ایزدى مى باشد، مى پرداختند. ” آذر بدان” به همراه پیروان زرتشى گرد آتش به سرود خوانى و پایکوبى و دست افشانى مى پرداختند. در آثار مورخان و دانشمندانى همچون ابوریحان و عمر خیام نیز اشاراتى به نحوه ى برگزارى “جشن سده” شده است.

امروزه بین زرتشتیان ایران و دیگر کشورهاى جهان این رسم برقرار است ولی ساده تر برگزار مى شود. در بهمن ماه روز دوم که بهمن روز نام داشته جشنى دیگر به نام “بهمنجه” برگزار مى گشته.

در آن روز انواع خوردنیها را پخته و مهمانى مى کردند. این جشن تا سالها بعد از اسلام همچنان معمول بود و در کتابها، به آن ” بهمنچنه” و ” بهمنچه” هم گفته شده است.

مهمتر از همه دنبال کردن جشن ها و گردهمایى هاییست که موجب پیوند عمیق تر فرهنگى بین اقوام گونه گون یک سرزمین خواهد شد. درین  گونه مراسم بزرگترین دستاورد، ایجاد دلخوشى، شادمانى و رفع خستگى روانى جهت آماده شدن اهل کار و ساز زندگانیست.

همه ى ملت هاى جهان، با سماجت به تدارک و اجراى مراسم بومى و ملی خود مى پردازند و این نه تنها موجب سربلندى و شناساندن فرهنگى جامعه خود خواهد شد، بلکه با تبادل و داد و ستد رسم و رفتارها به غناى اندیشیدن و ارتباط جهانى و دوستیابى هم دست خواهند یافت.

ایرانیان از نژادى کوشنده در راه ایجاد تمدن بشرى بوده اند و مغرورانه مى توانند به اجراى همه گون مراسم ملی خود در هر کجاى جهان بپردازند. چه، هر یک از آنها، نمودار و نمادى از چگونگى آرزومندى انسان در راه اعتلاى خویش و دوستى و همبستگى جهانى مى باشد.

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.