“جوﻻى” ماه جشن استقلال چندین کشور است

آبان ۱۸م, ۱۳۸۷ توسط Houshang

************************************************************************************

هوشنگ سارنج - تورنتو

(کانادا، آمریکا، فرانسه، ونزوئلا، بلژیک، پرو، آرژانتین…..)

“برگزارى هر چه بهتر جشن هاى میهنى موجد همبستگى و روح اتحاد ملی مى شود”

جولیوس سزار، قیصر روم در سال BC.۱۰۰ در ماه Quintilis یا پنجمین ماه سال زاده شد. بعدها زمانى که او به فرمانروایى دوم رسید، سناى روم به منظور  بزرگداشت وى این ماه را به نام وى نامید و در گاهنامه ى گریگورى که امروزه در بیشتر کشورهاى مسیحى و هم  پیوندان اقتصادى جهان غرب هفتمین ماه از سال مسیحى شده، همان Quintilis روم باستان است.

در کانادا، یکم جوﻻى یکى از تعطیلی هاى بزرگ ملی است که همراه با جشن به احترام یادآورى اتحاد کلنى هاى انگلیسى ى نیوبرونزویک، نواسکوشیا و مناطق آزاده شده ى جنوبى کانادا برگزار مى شود.

در یکم ماه جوﻻى سال ۱۹۶۸ اتحادیه اى به نام Dominion Canada با امضاى نمایندگان مبارزان و آزادیخواهان با نیروهاى انگلیسى به وجود آمد. این روز تا سال ۱۹۸۲ با همان نام بود و از آن پس به Canada Day تغییر نام داد.

طعم شیرین آزادى و استقلال و آثار آن در نمادهاى نمایش ها و اعمال ملی و چهره ى شهروندان کانادا، دیدنى است از جمله رواج اقتصاد گردشگرى در شهرکهاى کرانه هاى هر کجا که آبى هست و آبادانى. مسلم است که نسل امروزین بهره ى زحمت هاى بیدریغ و بسیار پیشگامان مهاجر را مى برند. آنان که در پى کاشفان انگلیسى و ایتالیایى از غرب به شرق با تحمل سختى هاى فراوان، زمین هاى باتلاقى و پوشیده زیر جنگلهاى وحشى و بدون راه و دستیابى را به زمین هاى حاصلخیز و قابل کشت و نعمت  بخش بدل کردند و با شرکت در جنگهاى استقلال خواهانه و آزادیبخش، کشته ى بسیار دادند; تا از بند نظام برده دارى حاکم بر اروپاى فیودالیزم رهایى یابند.

اکنون فرزندان آن نسل هاى کوشا، بر سرزمینى پهناور و ثروتمند، زیر چتر حمایتى قوانین فراگیر و بى دخالت مدعیان نمایندگى از سوى قدرتهاى ازل - ابدى، میوه هاى آن باغ بر  خارستان رویانده را مى چینند.

آرى تاریخ ملتهاى آزاد و مرفه را مبارزات حق طلبانه، هوشمندانه، منطقى رقم مى زند. بر گوشه امن نشستن و چشم به راه معجزه ماندن و دخالت و ویرانگرى و عقب نگه داشتن، بیگانگان را نادیده گرفتن، دست  آوردى جز همواره عقب ماندگى تاریخى نخواهد داشت.

خاورمیانه که سرزمین جنگ و نزاعهاى هابیلی  -  قابیلی بوده است با دخالتهاى هوشمندانه و برنامه دار خارجى، ملتهایش همواره کودک نگه داشته و فرصت هرگونه تعمق و تامل منطقى و حل معضلات اجتماعى را از آنها گرفته اند; از مقوله آن گروه مردمان همیشه گرفتار ضجه و مویه اند، گویا آب خوش از گلویشان نباید فرو رود.

به همت عزیزانى دیگر، جشن یکم جوﻻى را در منطقه ی ساحلی Grand Bend گذراندم. شهرى بر کرانه بسیار آب شیرین پاک. مردم همه بر پهنه ى شنهاى خشک لمیده، تن به باد خنک شامگاهى سپرده، آشنا با زمین و زمان، رها، چشم به راه دیدن فوران رنگین  کمان آتش  پاره ها بودند. آنسوتر، گستره ى آب سرمه اى بر دوش شنهاى سپیدش، زﻻل شیرین و گوارا ى فشرد و شهد گرماى چشیده از دهان داغ خورشید روز را به نمناکى ى باد شامگاهى مى سپرد. یاد آنهمه آبهاى نیلگون کرانه هاى شمال خلیج فارس به خیر که در تنهایى غربت شبانه روز خمیازه مى کشد.

بازى آتش از لوله ى آتشبارهاى تبار صلح و دوستى، رنگین  کمان جرقه هاى نعره  کش باغ آتشین را بر سر ساحلیان مست باده ى سرور و رهایى در دلبخواه رفتارى افشاند.

در اصفهان بودم و حمله هاى شبانه ى صدامیان با گلوله هایى که انگ شرقى و غربى داشت. آتش توپخانه ى پدافند هوایى غمکده هاى به تاریکى نشسته ى عزاخانه ها را روشن مى کرد و انفجار تندر گلوله ها دریاى سرمه اى رنگ آسمان شب را درهم مى درید. در آن همه سالهاى شب، چه قلبها که از دلهره ى باران مرگ از تپش افتاد. گویا که اژدهاى اضطراب و تفرقه و برادرکشى نباید در آن خطه بیارامد.

فرانسه ۱۴ جوﻻى را با نام “روز باستیل” جشن مى گیرد. روز ویرانى زندان باستیل نماد رهایى از اسارت و زندان اندیشمندان و مخالفان حکومت. تمام شب را تا صبح پاى مى کوبند و شادخوارى مى کنند و باده مى آشامند و به آزادمنشى تاریخى خود مى بالند و نوکیسه اى “پول خدا” بمب  افکن هاى “سوپر اتاندارد” و “میراژ” به ارتش صدام مى فروشند تا ویرانگر شهرهاى ایران و جوانان ایرانى شوند، بمب هاى شیمیایى در کشتار حلبچه را هم فراموش نکنید.

آمریکا ۴ جوﻻى را به نام “روز استقلال” جشن مى گیرد و در ۱۶ همین ماه نخستین بمب اتمى خود را با کاربرى ۱۳ کیلو  تن بر سر مردم هیروشیما مى اندازد و یکصد هزار نفر مى میرند. هنوز مزه ى شیرین جشن استقلال از دهان خلبانان B-۹۲  بیرون نرفته، بمب اتمى ۲۲ کیلو تنى دیگرى ۴۰ هزار نفر مردم بیگناه ناکازاکى را بیجان مى کند و در پى آن هزاران هزار نفر دیگر در اثر تشعشعات اتمى و جراحات آن هنوز مى میرند.

حاکمیت میلیتاریست آمریکا در سایه ى نیروى نظامى فوق مدرن قدرتمندش پا بر گلوگاه دیگر کشورهاى ضعیف نهاده با ابزار فشارهاى جهانى و ایجاد تنگناهاى اقتصادى، در اندیشه ى یک کاسه  کردن تمام درآمد جهانى در کیسه ى گشاد و شکم سیرناشدنى سرمایه دارى خود مى باشد. 

نه تنها تمام قاره ى آمریکاى شمال - مرکزى - جنوبى را ملک خود کرده، به دنبال محکم کردن جاى پاهاى بیشترى در خاورمیانه است گویا عربستان و کویت و بسیارى کشورهاى نفتخیز دیگر بسنده نیست. از همه بدتر با چماق ترساندن و برچسب  زدن، در اندیشه ى سلطه جویى اقتصادى  - سیاسى بیشترى است و این روزها، بسیارى تجزیه طلبان بى وطن از آبشخور این جهانخوار سیراب مى شوند.

در حاشیه، گروهى ندانسته زمزمه ى استقلال و جدایى و رفع ستم فرهنگى مى کنند. ایرانیان  در هر کجاى جهان، هوشمندان مواظب باشید هیچ بیگانه اى دلسوزتر از خود شما نسبت به میهنتان نخواهد بود.


**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.