روسپیگرى

آبان ۱۸م, ۱۳۸۷ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

“انگیزه ى روآورى به چنین اشتغا ل; فقر ما لی، فرهنگى، مسایل روانى و آزردگى هاى جنسى مى باشد”


جمعیت رو به افزایش کره ى زمین، ایجاد فرهنگ شهرنشینى، صنعتى شدن و گسترش طبقات و تضاد فرهنگى، به جاى فراهم آوردن آسایش روزافزون و باﻻ بردن کرامت انسانى که توان کارى و خدمت خود را مى فروشد، در اسارت کمند قوانین ظاهر فریب  - و در واقع به نفع صاحبان سرمایه هاى کلان - روز  به  روز در جوامع صنعتى، دردمندتر، گرفتارتر، بیمارتر و روانپریش تر از پیش شده است.

بخش عمده اى از انسانهایى که تنها مالک قدرت کار و فروش توان کارى خود هستند، براى رفاه بیشتر یا پاسخگویى به فرهنگ مصرف که در آنان رشد داده شده یا جزو یادگیرى، اجبارى ى الفباى زیستنش گردیده به جاى کاهش یافتن ساعات کار روزانه، ساﻻنه بیش از پانصد ساعت از ده سال گذشته مى باید کار کند یا در کشورهاى عقب  مانده اگر کارى باشد، در حد جان کندن بى وقفه ادامه دارد که هیچگاه از زیر خط فقر باﻻتر نخواهند رفت.

این شیوه زندگى ى بى راحت، خانواده را از بهره ورى معقول ابعاد مختلف حیات دور مى کند. فرزندان در تنهایى و فقر یا تربیت غیرمسووﻻنه برمى آیند و در پناه دیوارهاى جدایى از فرهنگى مناسب شان انسان، مورد تجاوز فکرى و جسمى دیگر بیماران روانى واقع مى شوند و ترکیباتى از بى بند  و  بارى اخلاق شکن و ﻻابالیگرى و ناسازگارى با روند رفتارى جامعه بار مى آیند که انسان فروشى ى درماندگان فقر اقتصادى - فرهنگى به
مراکز فحشا، محصول فاجعه بارى دیگر در قربانگاه جوامعى است که روز به روز فاصله دارا و ندار، بیشتر و بیشتر مى شود که اجحافات و نابرابرى هاى دوران، اتوماسیون ماشینیزم جاى خا لی ستمبارى عصر فیودالیزم را پر کرده است.

روانشناسان و دانشمندان جامعه شناس باور دارند; بسیارى مردمان در شهرهاى پیشرفته در اثر مشکلات زیست محیطى و سختى کار و فشارهاى روانى ى غیرقابل تحمل براى زندگانى دور از آسایش و آرامش و بى دغدغه هاى فراوان درهم مى شکنند و تاب سازش با شرایط حاکم بر خود را از دست مى دهند; در چنان شرایطى متجاوزان که خود روزگارى مورد تجاوز قرار گرفته اند و بخش عمده اى از روانپریشان جامعه را مى سازند، دامگستر و تجاوزگر به حقوق فردى و شایانى ى دیگران مى شوند.

روانشناسان مى گویند آدمهاى شهرى احساساتى مى شوند، زودرنجى و عزلت  گزینى و مردم  گریزى……. از آن مقوله است. روسپیگرى کارى ست که در قبال “عملیات سکسى” پول دریافت مى شود. از آغاز ایجاد جوامع بشرى و در تمام سرزمین هاى با زندگى شهرى، از دیرباز بوده، رد پاى تاریخى آن دیده مى شود.

گزارش هاى تاریخى از مصر باستان، یونان و روم و چین و دیگر کشورهاى اروپایى و آسیایى وجود دارد که نشان مى دهند روسپیان در دوره هاى بس دور از پایگاه بلندى بهره مند بودند. در متیولوژى یونان و روم باستان به وجود الهه ى آن اشاره شده است، در بین اعراب عهد جاهلیت نیز چنان رسمى وجود داشت. ناگفته نماند روسپیگرى از سوى همه خانواده هاى پایبند به اصول اخلاق مذهبى، واﻻیى مقام انسانى و عدالت اجتماعى و برابرى حقوق جنسى…… کارى ناپسند و دور از شان هر شهروند اصولگرا شمرده مى شود. بیشتر روسپیان از گروه زنان مى باشند و لی پاره اى مردان و کودکان نیز جزو این دسته قرار مى گیرند.

در کشورهاى پیشرفته و عقب  مانده علل عمده ى گرایش به آن اشتغال به منظور گذران و تدارک هزینه هاى روزافزون زندگى، فقر ما لی - فرهنگى و باﻻترین و عمده ترین علت در سرتاسر جهان، مسایل و گرفتاریهاى روانى و آزردگى هاى آزارهاى جنسى مى باشند.

در کمتر کشورى روسپیگرى از سوى جامعه و قانون، مجاز شناخته مى شود. در آمریکا فقط در ایالت Nevada آن کار مجاز و از سوى قانون حمایت مى شود. در کانادا از راه مرکز خدماتى Call Service فواحش مجاز به کارند.

بهر روى ایجاد فاحشه خانه غیرقانونى و شخص روسپى مجاز به مشترى یابى خیابانى یا مجامع عمومى نخواهد بود. در پاره اى کشورهاى آمریکاى جنوبى  - که فقر و بیعدالتى اجتماعى بیداد مى کند - فاحشه گرى مجاز است. کتاب خانواده ى سانچر یا آثار مارکز را بخوانید یا در پاره اى کشورهاى آسیا هم - تایلند - در اروپا با آنکه تجاربى درباره ى روسپیان مجاز بدست آورده اند; معهذا کل جامعه ى غربى هم با قانونى شدن فحشا مخالفند.

بسیارى مردم، از لحاظ اخلاقى و مذهبى با آن کار سازگارى ندارند. بسیارى دیگر باور دارند که آزادى روسپیان به اشاعه ى بیماریهاى مقاربتى سرعت مى بخشد و گروهى مى گویند با قانونى شدن آن اشتغال از انتشار بیماریهاى ذکر شده جلوگیرى مى شود چه در آن صورت ارگانهاى مسوول دولتى در نظارت بهداشتى بودن و جلوگیرى از کار آدمهاى آلوده به بیماریها دخالت مى کنند. باید جامعه بداند که هر دو سوى استفاده در معرض خطرند.

بدترین بیمارى شایع و خانمانسوز “ایدز” AIDS مى باشد که بوسیله ى دو گروه ویروس به نام Retrovirus از همآغوشى انسانى آلوده به دیگرى سرایت مى کند. ویروس هاى HIV 1 & 2 به بنیاد ایمنى بدن حمله مى کنند و توان ایمنى در برابر دیگر بیماریها پایین مى آید و بدن قدرت دفاع در برابر میکروبها را از دست مى دهد. Human Immonode ficiecy Virus  ویروس AIDS نخست به سلولهاى سفید خون شامل T-Helper Cells و Macro Phayes حمله کرده پس از جاى گیرى بین آنها به تولیدمثل و ازدیاد و تخریب سلول هاى سالم مى پردازد. عمدتا بیمارى ایدز شبیه سرطان خون براى از پاى درآوردن بیمار رفتار مى کند.

شاید باشند کسانى که روسپیگرى را از مقوله ى هرزه درایى ندانند و با چسبیدن به شعار آزادى بشر یا سالم نگهداشتن جامعه از فاجعه ى تجاوزات جنسى یا کارهاى نخواسته و اجبارى ضد اخلاقى وجود آن را ﻻزم بدانند آیا حمایت از این نحله ى فکرى نقض غرض نیست و توهین به مقام انسان شمرده نمى شود. بشر میمون صفت آغازى که کار جفت گیرى را آشکارا و حضورى انجام مى داد که شاید هنوز در اقوامِ با زندگى ابتدایى دوام یافته باشد، با گذراندن دورانهاى بسیار و راهنمایى معلمان اخلاق و کتابهاى اخلاقى منسوب به آسمانى گام به گام به خصوصى سازى و پرده پوشى بر روابط ویژه پرداخت و یک عمل حیوانى را صورت و شکل انسانى داد، چه شده که امروز الگوى میمونهاى جنگلی و بى مرزبندى برگرفته مى شود؟ باید اندیشید.

در جامعه امروز خود ما، ایرانیان، کسانیکه از سلامت روان و باورمندى به کارهاى شرافتمندانه برخوردارند، به سوى چنان راهى کشیده نمى شوند. به ویژه زنان خانواده دار شریف به هیچ روى تن به هرزه گرى نخواهند سپرد و از مجامعى که رجالگان ولگرد و بى سر و پایان بى باور به اصول جاافتاده ى اخلاقى و شرافت کار گریزانند، ودورى مى جویند.

صحنه پردازى هاى درگوشى و سراب نمایى دورغپردازان را باور نمى کنند. با پذیرش کار سخت کارگاهى، ارزش پیکر خویش را باﻻ مى برند. با سوختن در تنور رنج کار گوهر وجود را به بهاى کم در پاى ناجوانمردان خوک صفت نمى ریزند.



**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.