پارک الگانکویین

مرداد ۹م, ۱۳۸۲ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

الگانکویین دومین پارک بزرگ کانادا و بزرگترین پارک استان با گستره ۷۷۲۵ کیلومترمربع در شمال خاورى انتاریو قرار گرفته است. این بهشت زمینى را الکساندر کرک وود همراه جیمز دیکسون یکصد و اندى سال پیش شناسایى، نشانه گذارى و نقشه بردارى کردند. آن سرزمین سرچشمه بزرگترین رودخانه هاى پرآب و زندگانى گیاهى و جانورى است. ﻻبلاى آن جنگلهاى سبز سالمند و پایان ناپذیر، بیش از هزار دریاچه کوچک و بزرگ، پراکنده اند; پرآب شیرین شفاف و کانون ماهیان فراوان. دویست گونه پرنده بومى و مهاجر، هزارگونه گیاهى و چهل نوع جانور پستاندار وحشى کنار هم و بر هم اثرگذار، در آن پناهگاه محافظت شده آرام مى زیند. در بخش هاى جنوبى تر، گوزنهاى دم سپید، قهوه اى، مرال، خرس سیاه و از همه دل انگیزتر، موس هاى بلندپاى تنومند و بى آزار به فراوانى یافت مى شوند.  در زمینهاى شمال تر که دور از دسترس انسان و در پناه آرامش طبیعى تر است، دوستداران حیات وحش و طبیعت  گرایان پاسخى عملی به برآمدن آرزوى همیشگى خود یعنى ادامه زندگى جانورى - گیاهى و تندرست ماندن اکوسیستم یافته اند. چرا این پهنه سرزمین کانادا از چنین گوناگونى حیات وحش و پوشش گیاهى برخوردار گشته است؟ پاسخ وابستگى به موقعیت جغرافیایى و ویژگیهاى ژیوفیزیکى آن مکان دارد.

پارک در بلنداى ۵۸۵ مترى سطح دریاهاى آزاد برآمده و آخرین دوران یخبندان در یازده  هزارسال پیش برجسته ترین موقعیت مکانى را سامان بخشیده است. پس از گذار یخپهنه ها و سپس تر یخرودهاى عظیم و یخپاره ها، زمین زیر پوششى از سنگهاى آهکى و شن سارها و ﻻیه هاى گل، زمینه ساز مساعدى براى رویش درختان سختچوب جنگلی گردید و گونه هاى افرا، توس، غان، راش، آلش، و دیگر انواع چوبسختان جنگلی و صنعتى بر کرانه هاى تپه سارها روییدند.

جریان یخرودهاى باخترى نیز همچون بخش خاورى به ساختار بسترهاى شنى و مناسب رویش سختدارها (۲) و تشکیل چنین جنگلها و بوته زارها، یارى رسانید و زیرساخت روییدن کاجهاى گونه گون و سوزنى برگهاى دیگر را پدید آورد که امروزه پناهگاه بى مانندى براى موس هاى بزرگ اندام و گرگهاى خاکسترى به ویژه و دیگر گونه هاى جانوریست.

نخستین مهاجران اروپایى، به دنبال تجارت سودآور چوب و الوار، دست به تاراج این جهان زنده زیبا و پربها زدند و عارضه گیاهى و جانورى منطقه از ویرانسازى سودجویانه در امان نماند. از آغاز فصل ذوب شدن یخها تا هنگام دوباره یخ بستن آب دریاچه ها، آواى تبر زنى چوببران بر تنه درختان، سکوتشکن آن جنگلهاى ارزنده و میراث بشرى بود، روزانه هزاران مرد، در کار بریدن و نابودى درختان جنگلی بودند. شبا  هنگام را در سرپناهى چوبساخت به نام کامبوس (۳) گرد شعله هاى افروخته در اجاقى میان فضاى سالن، سر  مى کردند.

در محیطى سخت دلگیر و ناآرام، بدبو و کم آسایش، بى  هیچگونه ابزار ارتباطى با خانواده هاى دور از خویش. و روزى دیگر، الوارهاى آماده و تراشیده بى شاخ و برگ از تنده (۴)  هاى خطرناک با نیروى اسب و مرد و طناب و سیم هاى نقاله به آب بندهاى دست ساز و آبراهه هاى چوبین تا آبرودها و آبگیرواره ها رسانده مى شد و سپس دنبال آب پیماهاى بخارى هیمه سوز یا کلک (۵) تا بندرگاههاى کوچک یا شاهبندرهاى دریایى برده مى شد. قتل عام و چپاول بى  جانشین کاجهاى غول  پیکر و مناره سان سالمند تا سال ۱۸۰۰ میلادى پیگیرى شد. از آن سال به بعد، نیروى بخار و قطار و تکنولژى نوپاى ماشینى هم در نابودى دیگرمانده ها به یارى غارتگران آمد.

قطار قطار تنه هاى حجیم الوارهاى ارزان به دست آمده از درختان پربهاراهى بازارهاى آزمند و پرنیاز گردید و هر روز زمین، آبروباخته و عریانتر شد. تا سرانجام بخشى از وجدان بیدار جامعه، طبیعت  گرایان، قانونمندى و آگاهى باﻻتر و استقلال ملی، جنگلهاى مرده و محیط زیست ستمدیده را از چنگال تاراج و آزار بیشتر و غیرمنطقى رهانید.

با  اعلام رسمى و تعلق میراث مردمى پارک براى کل جامعه و فرصت دادن به بهسازى و بازسازى طبیعت نیمه جان نزار و تراشیده همراه با اجراى کارهاى کارشناسى - پژوهشى، به کمک دوباره جانگرفتن سرزمین سبز آمدند. بخشى از آن گستره ملی براى استفاده عمومى، ورزش دوستان در زمینه هاى قایقرانى، ماهیگیرى، کمپینگ، راهپیمایى و… تخصیص یافت و نیز پناهگاه امنى براى بقا و ادامه نسل جانداران رو به انقراض چون اوتر، روباه سرخ، موس، گرگ، خرس، بیور… شده است. اکنون سازمان پارکهاى ملی استان انتاریو با همکارى کارشناسان دلبسته به حیات وحش براى گردشگران و بینندگان دلباخته گردش در آغوش طبیعت زنده و کاربست پژوهش و بازسازى طبیعت آسیب دیده نهادهاى خدماتى - بهداشتى و ارتباطى رفاهى ارزنده فراهم آورده است. از سال ۱۹۹۳ هم، مرکز راهنمایى گردشگران پارک گشوده گشته. در آنجا یک موزه تاریخ طبیعى با بخش گزارش تاریخچه پارک به راهیان کمک اطلاعاتى مى دهد و نمایشگاه نقاشى پاره اى هنرمندان طبیعت کار، از جمله چند هنرمند کانادایى در کنار مرکز راهنماى گردشگرى همواره برپاست. یگانه راه رسیدن به آن پارک جاده شماره شصت مى باشد. بخش جداشده پارک زیرنظر و همکارى رنجرهاى دوره   دیده و یارى سازمان پارکها براى کمپینگ محافظت و امن گشته و از دوشهاى آب گرم و دیگر سرویسهاى خدماتى عمومى بهره  مند است و آدمى با خیال آسوده مى تواند در چادر برپاشد‚ خود در جایگاه مجاز، آسوده، جان خسته را آرامش بدهد. ماهیگیران هم از دریاچه اپه انگو “O Pe Ongo” مى توانند ماهى صید کنند چه آن دریاچه به فراوانى قزل آﻻى دریاچه اى و ماهى خاردار شهره است. و هیچ بیننده طبیعت گرا و عکاس شکارگر مناظر خاطره انگیز، نمى تواند زیباییهاى یکتاى پارک الگانکویین را با آن همه پژواک دلبرباى پرندگان و فریادهاى گهگاهى غازها در آن فضاى اسرارآمیز و نیمه تاریک، خنک و رویایى فراموش کند. بامدادهاى مه آلود تابستان، روى دریاچه ها و آبراه ها، و برگهاى ارغوانى افراهاى شیرین و زوزه هاى رعب انگیز گرگهاى خاکسترى را.

گویا بر باریکه دیوارهاى بین کشتزارهاى شالی در موسیقى جمعى غوکان مست و آواى نرم نالش دریا پاى دیوار سبز راش و بلوط هاى پارک سى سنگان، بنفشه، یا نور و نکا راه مى سپارى. که بوى آشناى ساقه هاى خوشه بسته شالیزار و نم جنگل و بوى برگهاى پوسیده و خزه، جان جام زندگى است.

بوى شیرین تراونده تلخ از سبزینه پوست و برگ هر دانه از باغ مرکبات محو در پشت پرده هاى وهم. شرمناکى هر برگدانه خیس، در هر شهر خرم، بوى تازه بودن و دیدن، تن شویى در شوراب  دریا و بیرون جهیدن از پیکر خستگى هاى سخت. چالوس و زمرد راه، جواهر ده و دیلمان و اسپیلی. نشخوار گاوهاى گیج خواب در آرامش ابدى تپه هاى مخمل پوش، استپ زارهاى بام کوهین دریابار. نمک  آبرود و هزاران هزار رود و رودک آبدار و آوازه خوان، بر پهلوى بازارهاى روز مرغ و ماهى و بند سیر، سبزى و پیاز و مرغانه، بوى صادق آدمى، مهربانى ناب، راه به راست تا خراسان عشق راه به چپ تا آذرآبادگان نور.

پانویس ها 

«Algonquin زبان سرخپوستان جنگل نشین شمال. با آن زبان در جنوب و شرق رودخانه چرچیل هم سخن گفته مى شده است.

۲) سختدار: به معنى درختان با چوبهاى صنعتى.

۳) Camboose سالنى دراز با سقف کوتاه بى پنجره، با یک در ورودى و گنجایش ۲۵ مرد ساخته از تنه درختان درهم چفت  شده. 

۴) تنده: شیب.

۵) کلک: از بهم پیوستن چوب، قایق واره ساختن.

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.