دموکراسى، انتخابات و احزاب

مهر ۷م, ۱۳۸۷ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

دموکراسى شکلی از حکومت، راهى براى زندگانى بهتر، یک باور و یک فلسفه سیاسى است.

کلمه دموکراسى از پیوند دو واژه یونانى “دمو” به معنى مردم و “کراسى” یعنى حکومت ساخته شده است. مفهوم دموکراسى، حکومتى است که مردم خود بر خودشان حکومت مى کنند و اختیار اداره کشور و حق تعیین دولت را به دست نمایندگان برگزیده خود مى سپارند. نمایندگانى که باید مردم آنان را از طریق انتخابات آزاد و درست و فهمیده برگزینند.

ابراهام لینکلن - یکى از روساى جمهور آمریکا- در یکى از سخنرانى هاى مشهور خود حکومت دمکراسى را چنین تعریف کرده است. “حکومت مردم، بوسیله مردم و براى مردم” که این ممکن نمى شود مگر از راه انتخاباتى، آزاد تا مردم بتوانند، خردمندانى انساندوست، آگاه و مسئول را به نمایندگى قانونگذارى و هیئت حاکم دستچین کنند، چه پایه و اساس دموکراسى بر آن است که همه توده هاى مردمى یک کشور، حق زندگانى آزاد، تامین خوشبختى، بیان اندیشه، مطبوعات قدرتمند حقگو، گزینش مذهب و تحصیل دانش و پیشه دلخواه را داشته باشند و بتوانند از کجروى هاى دولت برگزیده خود انتقاد و در صورت لزوم آنان را عزل و طرد کنند.

اندیشه دموکراسى ریشه در تاریخ مردم یونان باستان دارد. در آتن کسانیکه از حق “شهروندى” برخوردار بودند، مى توانستند براى جمهورى نمایندگانى برگزینند. رومیان هم مدتى چنین شیوه اى در مملکت دارى را تجربه و دنبال کردند. پاره اى از قبایل ژرمن در سده هاى میانى فکر دموکراسى را زنده نگهداشتند.

باید دانست و گفت که: خودسرانه رفتار کردن با دموکراسى فرق بنیادى دارد. هر انسان آزاده در چهارچوب جامعه قانونمند به خود اجازه نمى دهد، بهیچ روى و بهانه به دیگرى آسیب برساند و به حقوق شهروندى و انسانى دیگرى تجاوز کند و نهادهاى قدرت برگزیده، از سوى مردم چنان اجازه اى به کسى نمى دهند.

در یک جامعه با حکومت دموکراسى، همگان در برابر قانون از حقوق برابر و امکانات پیشرفت مساوى بر پایه ابراز شایستگى هاى فردى، بهره ورند، براى پیشبرد آرمانهاى واﻻى اجتماعى و آسایش  همگانى به تشکیل احزاب ترقى خواه با اندیشه هاى سازنده و اتحادیه هاى طرفدار حقوق صنفى مى پردازند. ملت هایى که در جهان امروز حکومت دموکراتیک راستین دارند، براى بدست آوردنش، هزینه گزافى پرداخته اند. با مبارزات تاریخى بیشمار مدت دار و پرداخت خونبهاى گران توانسته اند به این جایگاه برسند.

دشوارى مهم دستیابى به دموکراسى گزینش رهبران ارزنده، شایسته، دلسوز، میهن پرست غیروابسته از راه انتخابات صحیح و عاقلانه است. چه با گذشت زمان، عوامل گوناگون موجب دگرگونى آدمهاى منتخب - همچون لخ والسا با آنهمه آرزوهاى مردمى اهال لهستان - مى شود و یا دلسردى مردم انگیزه عدم شرکت آنان در انتخابات شده است. مثلاً عمل نکردن به وعده هایى که نمایندگان و برگزیدگان پیش از گزینش در ارگانهاى حزبى و رسمى به عامه مردم داده اند یا وابستگى احزاب و اتحادیه هاى پشتیبان به فرعونهاى تخت نشین پنهان در پس پرده سیاست بازى هاى سرنوشت ساز و مردم فریب، صاحبان قدرت هاى کلان مال، شرکت هاى با نفوذ موثر، مالکان ثروتهاى نفتى، مافیاى زمینداران مستغلاتى، سهامداران شرکت هاى داروسازى، بیمه ها و سهامداران کارخانه هاى اسلحه سازى میلیتاریست هاى جنگ افروز … و … با رفتارهاى زیرکانه و بندبازى هاى سیاسى مردم را چنان دلسرد و از انتخابات رویگردان مى کنند که تعداد راى دهندگان در هر دور رو به کاهش بیشتر دارد.

پاره اى مدعیان دموکراسى، انتخاباتى نمایشى راه مى اندازند، چنانکه مردم نتوانند به نمایندگان دلخواه و صلاحیتدار خود راى داده و به مجلس قانونگذارى فراگیر دست یابند، حاکمیت زور لیستى از نامزدهاى مورد تایید خود را تهیه کرده و راى دهندگان را مجبور به انتخاب گزینه هاى خود مى کند. مدعیان دموکراسى، مهارکنندگان حرکت هاى مردمى هستند که با در دست داشتن نهادهاى آموزشى، انتظامى، نظامى و چرخه نیرومند تولید و اقتصاد و اتحادیه هاى کارگرى و بازار مال مملکت، روز به روز تواناتر شده با جهت دادن به نحوه انتخابات به سوى آرمانهاى دلخواه، کار را تا آنجا پیش مى برند که در انتخابات نمایشى سمت و سودار، شرکت کردن، جلوه درخشان دموکراسى و شرکت نکردن در آن نماد آزادى مى شود.

در بیشتر بحرانهاى کشورى، حکومت هاى مردمى به سوى دیکتاتورى باز مى گردند- نمونه اورتگا و آلنده در آمریکاى ﻻتین، یا آسیا و آفریقا دیده مى شوند- شکل حکومت چندان اهمیت ندارد، اندیشه و اجراى دموکراسى براى مردم یک کشور مهم است، مى توان جمهورى داشت، در نمایش انتخابات هم شرکت کرد و نمایندگانى را به ساختمانى به نام پارلمان فرستاد و مامورانى در جامه هیئت دولت برگزید که همه بر ضد راى دهندگان برآیند و با وضع قوانین ضد مردمى از آن چهره هاى دلنشین و سخنبازان بى باور، فرانکو، هیتلر، موسولینى، برون، پینوشه، ساﻻزار، تیتو، استالین هاى نوین دیگرى سر برآورند و با در دست گرفتن مهار قدرت اجازه هیچگونه دخالتى را به مردم در اداره کشور خودشان ندهند.

خودکامگان در هر لباسى که باشند با تمام توان و میل شخصى، خودسرانه بجاى مردم تصمیم مى گیرند، آن فاشیست ها به نام حاکمیت در تمام امور زندگانى اجتماعى و شخصى مردم دخالت مى کنند و بر حقوق شهروندى آنان مى تازند واختیار نحوه زندگانى، پیشه، تفکر و مذهب را از آنان مى گیرند، مطبوعات زنده و آزاد را سرکوب و خفه کرده، راه و رسم زندگى، نیازهاى فکرى، هنرى، فلسفى و آیینى خودباور مى آموزند، چگونگى خفت و خیز و رفت و آمد، خورد و نوش و داشت و نداشت و پوشش و حد مرز دارایى آنان را تعیین مى کنند و سرانجام، افراد شایسته خانه نشین، متوارى، سر به نیست گشته، لمپن هاى بیسواد و آموزش دیده که بر موج فرصت طلبى ها سوار گشته و در باد حوادث به پرواز درآمده اند، باﻻ کشیده مى شوند. مدرک و کرسى استادى مى یابند، تخصص علمى و ورزشى دریافت مى کنند و صاحب صلاحیت و تصمیم گیرى و فرمانروایى مى شوند. نمونه در حکومت سرهنگ هاى یونان اروپانشین هم دیده شده است.

در حاکمیت هاى دموکراسى هر انسانى شایسته داشتن حق شهروندى است و از حمایت دولت برگزیده خود در هر کجاى کره زمین بهره مند مى شود و در برابر این حمایت و موجودیت و هویت ملی بخشیدن، هر شهروند بر خود مى داند که موظف به اجراى تکالیفى در برابر میهن بشود از قوانین آن مملکت اطاعت کند، در دفاع از مرزهایش جانفشان گردد و با پرداخت مسووﻻنه مالیات در توانمندى کشور بکوشد. دشواریهاى مملکت را تشخیص بدهد و با همیارى و همسازى انتخاباتى نامزدهاى صادق و خدمتگزار به نمایندگى از سوى همگان روانه خانه ملت بسازد

اما در کشورهاى دیکتاتورزده، وامانده، عقب نگهداشته، که هیچگاه فرصت تجربه دموکراسى و آزادى و شرکت در انتخابات و بهبود بخشیدن به سرنوشت زندگى اجتماعى را نداشته اند. در جامعه دموکرات و آزادوار، مى توانند راه نوینى را بیازمایند.

ایرانیان هم براى نشان دادن دلبستگى به زندگى انسانى و کم توان کردن چهره هاى سازشکار و مدعیان خدمتگزارى اجتماعى، باید به تشکیل جمعیت هاى سیاسى، انجمن هاى انتخاباتى روى آورده، سهمى را در سرنوشت اجتماعى خود بدست آورند.

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.