فمنیسم

تیر ۱۹م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

فمنیسم (Feminism) باوریست که زنان باید از لحاظ اقتصادى، سیاسى و دانشپایگى با مردان برابر باشند.

گذار از زندگانى غریزه مدارى به خردمدارى ى چندین میلیون ساله ى بشر بر روى زمین بسى

زنان روستایی در کلیسا اثر مالویچ Malevich

-- زنان روستایی در کلیسا - اثر مالویچ Malevic

مرحله ها را پیموده تا به دوران شهروندى، قانونگذارى و سیاست پردازى و کاربرى انواع نهادهاى اجتماعى ‘ اقتصادى، دانشگاهى ى قانونمند رسیده است. 

دست به دست شدن قدرتمدارى ى قبیله اى و جنسى از مادرساﻻرى به پدرساﻻرى و از شیخ و پیر و خان و رهبر مذهبى - آیینى و نمایندگان و سایگان خدا و شاه و زورمداران فیودال….. موجب برقرارى ى رسمها و قراردادهاى اجتماعى ویژه و ایجاد سرسپارى قومى، وضع قوانین قدرت گزین و….. سیستم هاى حکومتى گردید.

و در این روند تاریخى طوﻻنى مدت و استقرار قانون بقاى اصلح، براى تکامل تدریجى همراه با رفاه روزافزون زیستن و نیز عدم شرکت در کارهاى سخت و سنگین، نیمى از واقعیت وجودى بشر ( زنان) به سوى ظرافت فیزیکى و رعنایى و نرمخویى رانده شدند.

زنان طبیعتا”، ظریفتر، احساسى تر، با اراده تر و سرنوشت سازتر از مردان برآمده اند. تحقیقات دانشمندان نشان داده که توانایى هاى فکرى و ذهنى و نیز خلاقیتهاى زنان با مردان برابر است. اینکه آدمیان از دو بخش نرینه و مادینه با یکدیگر ادامه دهنده ى نسل رو به ازدیاد بوده اند هم مسلم است و بحث دو جنسى بودن یا بکرزایى و راست بودن یا نبودنش نیز در گوشه ى ذهن و باورمندى یا ناباورى ى پژوهیده یا افسانه اى آن واقعیت دیگریست و که آدمیان از هر جنس در میزان هوشمندى و شایستگى ها و کارآمدى در سلسله ى زندگانى با حساسیت هاى متفاوت وجود دارند هم موضوع دیگریست که سنت هاى اجرایى و عرفهاى رفتارى و قوانین موضوعه ى اجتماعى ریشه در همان توانایى ها یا ناتوانایى هاى انسانى دارند.

در گذشته، مرزبندیهاى باورى ادیان مى خواستند ستمیارى جمعیت رو به افزایش و بخش متجاوز بشر را تحت کنترل درآورند، مصلحان اجتماعى و فیلسوفان نیز در اندیشه ى مدینه ى فاضله، جامعه ى بى طبقه و تبعیض و مصونیت آحاد انسانى چه “زن” و چه “مرد” در پیشگاه بیعدالتى ها، بودند و مى پنداشتند که قادرند حیوانخویى را در ضابطه هاى الهى فرموده یا اخلاقیات بپوشانند و مهار سازند و بسیارى قوانین اجتماعى امروزین کمابیش در چهارچوب همان “فرامین” مردساﻻرانه است. و بذر بسیارى قوانین عرفى و رفتارى دوگانه پسند و امتیازبخش و سواکننده و ریز و درشت ساز در همان زمین زمان آغازین کشت و رشد داده شد.

باید پذیرفت و مبارزه کرد که انسان ‘ از هر جنس ‘ که در شبکه ى عنکبوتى قدرتهاى نابرابر جامعه ى خویش گرفتار و اسیر آمده، از آغاز تاریخ پیدایى بشر، نیروهاى جسمانى قویتر، سلطه جو شده و تارهاى آن قدرت محورى و جداسازیها را بافته اند. چون انسان بخشى از طبیعت و خلقت آن مى باشد ناچار از دایره ى سلطه ى قدرت بیرون نخواهد رفت مگر به یارى خردگرایى و توسل به تفکر و اندیشه ى عالمانه و استدﻻل در چون و چرایى و علت و معلو لی ى هستى و رویدادهاى آن و سرانجام مبارزه ى در راه حق  طلبى ها.

ازین راه و با این شیوه مى توان بر سیطره ى ابرقدرتهاى خیا لی و نمودهاى جسارت و تندخویى و تفرقه اندازى و برتر نمایى جنسیتى ( زن - مرد) خاتمه بخشید. هنوز انسان آزاد و رها از چنگال قوانین اجتماعى موضوعه ى نافراگیر وجود ندارد یا زمینه ى آن به سختى فراهم مى شود. بحث آزادى بشر و حقوق متساوى آنان از جمله ژستهاى سیاسى ى گمراه کننده است که در پاره اى موارد چماق سرکوب و باجگیرى زورمداران است.

درین جدایى  افکنى یا کم بهاتر جلوه دادن ارزش زنان، پیشوایان عقیدتى، ساﻻرتاشان اجتماعى، روساى قبایل و پیران تصمیم  گیرنده و شیوخ که واضعین قانون بوده اند نقش و سهم مهمى داشته اند. آنان در انعکاس دادن ازلیت ضعف و ناتوانى زنان، مٶثر بوده اند. بسیارى جوامع از گذشته هاى دور و به طریق سنتى و انتقال باور از نسلی به نسل دیگر پنداشته اند اهمیت زنان از مردان کمتر است و جاى آنان در خانه است که به امر خانه  دارى، فرزندآورى و رشد آنان بپردازند تا نزدیک به زمان ما زنان حتى حق شرکت در هیچیک از فعالیتهاى اجتماعى را نداشتند. وجود آنان در کنار مردان نان آور شکل و معنى مى گرفت و بسیارى در برابر حق برابرى زنان با مردان یا سکوت کردند یا ایستادگى و مسوولیت انسانى و حقیقت یکسانى را فراموش کردند.

نخستین کسى که به طرفدارى از حقوق زنان سخن برآورد، خانم “ولستون کرافت” نویسنده ى انگلیسى بود که در سال ۱۷۹۲ درباره ى بیخبر نگهداشتن زنان در جوامع گوناگون کتابى با نام “اثبات حقوق زن” نوشت. البته در کشورهایى مانند بلژیک، فرانسه و ایتالیا در همان دوران حرکتهاى اعتراضى از سوى زنان فمنیست بوجود آمد.

در آمریکا خانم Sarah Mo Grimke در سال ۱۸۳۸ مطالبى درباره ى وضعیت اجتماعى زنان نوشت، حتى در برابر رهبران مذهبى که به انجیل استناد مى کردند سرسختى نشان داد. فمنیست هاى فعال که در ضمن مخالف برده دارى نیز بودند، نخست در محدوده ى حق راى زنان، چانه زنى ها کردند و از سال ۱۹۰۰ میلادى توانستند به شغل هاى مردانه دست یابند و درمبارزات سخت و پیگیر آنان در سال ۱۹۶۱ سازمان زنان N.O.W تاسیس گردید و از آن تاریخ توانستند درهاى بسته ى رشته هاى شغلی همچون حقوق، پزشکى و سیاست را بر روى خود بازگشایند. آن تغییرات مهمى که در وضعیت اجتماعى و زندگى زنان بوجود آمد، ارتباط مستقیم با مسایل سیاسى روز جهان داشته است.

در جنگ جهانى دوم، آمریکا و اروپا براى تدارک نیازمندیهاى جبهه هاى گسترده ى جنگ از تمام توان بالقوه ى اجتماعى از جمله زنان بهره گرفتند و آن خود گشایشى بود بر نمایش قدرت زنان و از خانه نشینى بدرآمدن آنان که در عرف و آیین همگان، مهر تایید خانه  نشینى و بچه آورى بر کارنامه ى آنان زده شده بود. پس از پایان جنگ که زنان به خانه ها بازگشتند، فرصت اندیشیدن با چشمان باز شده و گوش هاى شنیده را یافتند چه براى همیشه و همه جا، آگاهى بر حق و حقوق و توانایى هاى خویش را یافته بودند.

این اقتصاد شهرى رو  به رشد و خارج شدن از اقتصاد روستایى محدود و خودمحورى مردساﻻرى لمیده بر دیوارهاى پوسیده ى باورهاى نارسا، اهمیت نیمه ى دیگر خلقت آدمى را آشکارتر ساخت. تغییرات سیاسى مهم و پیدایى “ایسم” هاى نواندیش، نقش سنتى زنان را کمرنگ و با طرحى نو و آوایى تازه پر رنگتر و رساتر گردانید. زنان از پیله هاى تنگ خانه بیرون مى آیند، بیشتر به اندیشه و سووال درباره حقوق فردى و اجتماعى خود مى پردازند.

شخصى  کردن موضوع زن، یا موردى برخورد کردن با مطلب کارى عالمانه نیست. حقیقت آنکه زنان بزرگى در جهان هستى وجود داشته و خواهند داشت که در بزرگى و عظمت در تاریخ نمى گنجند. در تمام زمینه هاى فرهنگ و ادب، دانش و پژوهش سرآمد و بى همتایند. زنان را باید از دریچه ى ادبیات مادرانه نگریست. هر زنى مى تواند مادرى بزرگ، اندیشمند و مربى ى توانایى باشد. انگشت اشاره را نباید بر مهره هاى سوخته ى نا امنى هاى اجتماعى و ستم مضاعف، فقر اقتصادى و فرهنگى نشانه رفت. زنان و مردان ما نباید احساساتى و بیهوده پنجه بر روى یکدیگر بکشند; که آزادى واقعى از آن حکومتگران است و برنده ى بازى کشمکش هاى خانوادگى وکیلان.

**********

Houshang Saranj - Toronto

ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.