لبنان

آبان ۱۹م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

لبنان زیر خاکستر انتقامجویى هاى قومى - مذهبى

این خون غیرنظامیان بیگناهست که آسیاى مطامع سیاستمداران را مى چرخاند

بر باور آنان که مى گویند “دیگى که براى من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد.” لبنان، ویرانه ى امروز با فقر عمومى، ذلت دارا و ندار

 --- Lebenon ---

--- Lebanon ---

و عجوزه ى نفرت آور ویرانى بازمانده ى آن عروس خاور نزدیک، نمونه ى بارزى از جنگ هاى بى امان، داخلی، نزاع قومى، مذهبى و دخالت نیروهاى خارجى است.

لبنان کشور کوچکى است با وسعت ۱۰۴۰۰ کیلومتر مربع در حاشیه شرقى مدیترانه و غرب آسیا در جایى با نام خاور نزدیک. دو رشته کوه از شمال به جنوب و تپه ماهورهاى بسیار و رودخانه هاى “لیتانى”، “نهر ابراهیم” و “اورنتس” عوارض طبیعى آن سرزمین را مى سازند. در میان دره هاى حاصلخیز آن روستاهاى کوچک پدید آمده و کشاورزى، باغدارى و کشت سبزیجات رواج داشته است. تحقیقات مورخان باستانشناس مى گوید: نخستین قوم شناخته شده که در لبنان اقامت گزید، فنیقیان بوده اند، آنان احتماﻻً حدود ۳۰۰۰ ق.م به آنجا رسیده اند، چه قومى دریانورد، تاجرپیشه و کاشف سرزمینهاى اطراف مدیترانه فنیقى ها هستند.

حدود ۱۸۰۰ ق.م و در زمانهاى دیگر، قدرت هایى لبنان را به تصرف آوردند، مصریها، هى تى ها، آسوریها، بابلیان و پارس ها از آن جمله اند. سال ۳۳۲ ق.م اسکندر مقدونى لبنان را متصرف گردید و به سال ۶۴ ق.م امپراطورى روم منطقه را تحت کنترل درآورد. ساختمانهاى نیمه ویران رومى هنوز پابرجاست، معبد بزرگ “بعلبک” واقع در منطقه ى دره ى “بقاع” و شهر “بیت میرى” نزدیک بیروت از آن جمله است.

مسیحیت حدود سال ۳۲۵ به لبنان رسید و اغلب لبنانى ها در سال ۳۹۵ مسیحى شدند و منطقه بخشى از امپراطورى بیزانس گردید. در آغاز سال ۶۰۰ میلادى مسلمانان از شبه جزیره ى عربستان لبنان را متصرف شدند و سواحل را از چنگ مسیحیان درآوردند آنان ناچار به بخش کوهستانى عقب نشینى کردند. صلیبیون هم با هدف نزدیکى به ارض مقدس (فلسطین) به آنجا آمدند و مسیحیان کوهستان با آنان دوستانه رفتار کردند. حدود سال ۱۳۰۰ میلادى سلسله “مملوک” از مصر بازمانده ى صلیبیون را از لبنان بیرون راند. ترکان عثمانى لبنان را سال ۱۵۱۶ ضمیمه امپراطورى عثمانى نمودند اما بخش کوهستانى همچنان در اختیار مسیحیان باقى ماند تا پایان جنگ جهانى اول ۱۹۱۸ که دولت عثمانى نابود و امپراطورى آن تجزیه و کشورهاى جدیدى از آن بوجود آمد. از آن دسته لبنان پس از جنگ جهانى اول فرانسه و انگلیس سرپرستى لبنان را بدست گرفتند تا زمان استقلال آن فرا برسد. فرانسویان مسیحى با مسیحیان کوهستان متحد شدند.

-- Lebenon Map --

-- Lebanon Map --

سرانجام در سال ۱۹۴۳ لبنان استقلال یافت. فرانسه لبنان را در جنگ جهانى دوم از دست داد. پس از استقلال و برقرارى رژیم جمهورى لبنان عضو رسمى سازمان ملل شد و مردم از طریق انتخابات نمایندگان مجلس شورا (پارلمان) را به تساوى تعداد نمایندگان مسیحى و مسلمان براى مدت چهارسال برمى گزیندند و نمایندگان رییس جمهورى را براى مدت شش سال انتخاب مى کنند و رییس جمهور هم نخست وزیر را تعیین مى کند. قدرت در دست رییس جمهور مى باشد. از آغاز چنان مقرر گردید رییس جمهور مسیحى مارونى نخست وزیر مسلمان سنى و رییس پارلمان مسلمان شیعه باشند. اما رییس جمهور و نخست وزیر به شکل مشورتى با یکدیگر همکارى مى کردند و آن دو کابینه را انتخاب مى نمودند.

“بیروت” پایتخت کشور لبنان است. این شهر شهبندر تجارى بسیار مهم و مرکز سیاسى از گذشته ها بوده است. هم از لحاظ صادرات فرآورده هاى لبنان و هم از لحاظ واردات. و نیز مانند بندر “تریپو لى” یکى از مهمترین بنادر صادرات نفتى است که از دیگر کشورهاى عرب بوسیله ى خط لوله از خاک لبنان مى گذرد. بیروت در سال ۱۹۵۰ پیشرفت سریعى داشت و جمعیتش به پانصد هزار رسید و در آن کارخانجات مختلف صنایع غذایى و شیمیایى و بافندگى پا گرفت و نیز مرکز تجارت ابریشم و طلا و نقره بود. وضع اقتصادى در قلب لبنان چنان نیرومند بود که یکصد بانک داشت از جمله نمایندگى هاى بانکهاى معتبر خارجى به کار مشغول بودند و صنعت توریسم عمده ترین منبع درآمد ارز خارجى براى کشور بود. اما، جنگ اعراب با اسراییل، جنگ هاى داخلی و دخالت نیروهاى خارجى و اشغال گر نه تنها به صنعت توریسم خاتمه داد، بلکه اقتصاد شکوفاى آن سرزمین به کلی نابود و همگان به خاک سیاهروزى و تباهى نشستند.

بیروت از دو بخش قدیمى و مدرن ساخته شده بود، مصالح خانه هاى قدیمى، دیوارهاى سنگ آهنگ با سقف هاى سفا ل و عمده ى خانه ها گلی بود. جمعیت لبنان نزدیک به چهار میلیون نفر است که از اقوام ارمنى، آشورى و کرد مى باشند.

حدود چهارصدهزار عرب فلسطینى هم بعد از جنگ اعراب و اسراییل به آنجا کوچیده اند. اغلب لبنانى ها به زبان رسمى کشور عربى صحبت مى کنند. شصت درصد مردم لبنان مسلمان سنى و شیعه، بقیه مسیحى مارونى وابسته به کلیساى رومن کاتولیک و گروهى “دروزى” مسیحى هستند.

“ثروتمندان مسیحى و مسلمانان سنى در شهرها زندگى مى کنند و بقیه مردم که فقیرند و شیعه مذهب در روستاها به سر مى برند و با اقتصاد ضعیف، زاده ى کشاورزى ناتوان زندگى سر مى کنند. به این گروه فلسطینیان از سرزمین مادرى و آبا اجدادى رانده شده اضافه مى شوند.

آنان در بخش هاى ویرانه ى اطراف شهرها، یا در کمپ هاى شلوغ پناهندگان گرد آمده اند. درس خواندن فرزندان لبنانى از لحاظ قانون اساسى اجبارى نیست، و لى بیشتر فرزندان شهرنشینان به مدرسه و دبیرستان و جمعى به دانشگاه مى روند. دانشگاه هاى آمریکایى، فرانسوى و عربى در کنار کالج ها به کار آموزش عا لى مشغول بوده اند.

دره ى بقاع که در فاصله ى بین دو رشته کوه هاى شما لى جنوبى لبنان و انتى لبنان واقع شده، پهنایى بین هشت تا شانزده کیلومتر دارد. در آنجاست که خرابه هاى شهرهاى قدیمى رومى، یونانى بجاست و امروزه مجمع شیعیان جنگجوست. عمده ى کار آنها کشاورزى در سطحى محدود و منحصر به صیفى کارى است.

لبنان بعد از استقلال تا سال ۱۹۵۸ در صلح و آرامش مى زیست. تا پاره اى لبنانى ها، اغلب مسلمان، بر حکومت شوریدند، در آن زمان آمریکا حدود ده هزار تفنگدار دریایى خود را در لبنان پیاده کرد، البته خطر کمونیزم و طرفدارى از مکتب “عبدالناصر” در آن شورشها دخالت داشت و دکترین ضد کمونیزم آمریکایى ها دلیل این لشکرکشى بود. آنان به اصطلاح به صلح کمک کردند و در اکتبر خاک لبنان را ترک نمودند.

سال ۱۹۶۹ سازمان آزادیبخش فلسطین (P.L.O ) در لبنان شورشى به پا کرد. خواست آنها، ایجاد یک منطقه خودمختار فلسطینى بود که بتوانند از آنجا به اسراییل ضربه هاى خردکننده بزنند. - دره ى بقاع و حزب الله امروزین را به خاطر بیاورید. در آن زمان

-- Lebanese Tanks --

-- Lebanese Tanks --

اسراییل به نیروهاى P.L.O حمله کرد. سال ۱۹۷۰ بین مسلمانان و مسیحیان برخورد به وجود آمد و مسلمانان به تسلیحات فلسطینى ها کمک کردند و هم که در شهرها بمانند. مسلمانان خواستار قدرت بیشتر در اداره ى مملکت شدند و P.L.O  از آنان حمایت کرد. جنگ داخلی ۱۹۷۰ موجب شکست توافق بین مسیحیان و اتحاد مسلمانان و P.L.O  گردید. در بهار ۱۹۷۶ سوریه - که لبنان تا یکصد و سى سال پیش بخشى از آن کشور بود - هزاران سرباز خود را به حمایت از مسلمانان وارد خاک لبنان کرد- که هنوز تاثیر آن باقى است- سرانجام جنگ بین سوریها و مسیحیان لبنانى سال ۱۹۸۹ فروکش کرد. و لى زد و خورد مابین فلسطینى هاى محق و اسراییلیان برجا ماند. که همچنان به ویرانى لبنان ادامه مى داد. سال ۱۹۷۸ اسراییل به لبنان حمله کرد و تعداد زیادى از نیروهاى P.L.O را از بخش جنوبى دور کرد. در آن جنگها تعداد زیادى از هر دو طرف کشته شدند. با کمک سازمان ملل قرارداد بیروت امضا شد که به موجب آن فلسطینیان از بیروت خارج شدند: اواسط سپتامبر “بشیر جمایل”، رییس جمهور ترور شد. دو روز بعد تعدادى از میلیشیاى مسیحى لبنانى در حمله به اردوگاه پناهندگان صدها فلسطینى بى دفاع و غیرمسلح را کشتند. اسراییلیان که از آن آگاه بودند، هیچگونه دخالتى در جلوگیرى از آن که در بخش اشغا ل آنها بود ننمودند. سرانجام، آمریکا، فرانسه و ایتالیا نیروهایى فرستادند که در حمایت آنان P.L.O بتواند سالم کشور را ترک کند. دو هفته بعد از کشتار فلسطینیان رژیم لبنان بازگشت نیروهاى سازمان ملل را جهت برقرارى نظم درخواست نمود.

نیروهاى آمریکایى، انگلیسى، فرانسوى، ایتالیایى، به لبنان بازگشتند و نیز نیروهاى حافظ صلح UN بعلاوه نیروهاى اسراییلی و سورى در آنجا ماندند. اواخر ۱۹۸۳ نیروهاى حافظ صلح در لبنان قربانى انفجار بمب هاى تروریست هاى ناشناس شدند. در ۲۳ اکتبر مرکز فرماندهى تفنگداران آمریکایى با بمب منفجر و ۲۴۱ آمریکایى کشته شدند. همزمان، حمله ى مشابهى ۵۴ سرباز فرانسوى را به قتل رسانید در ۴ نوامبر در حمله اى دیگر به مقر فرماندهى نظامیان اسراییلی ۲۸ اسراییلی را کشتند. در فوریه ۱۹۸۴ نیروهاى دروزى و شیعه کنترل بخشى از بیروت را به دست گرفتند. آمریکا و انگلیس و فرانسه و ایتالیا نیروهاى خود را از بیروت خارج ساختند و در سال ۱۹۸۵ اسراییل وادار به خروج از لبنان شد و فقط نیروهاى خود را در بخش هاى نزدیک مرز شما ل مستقر نمود. تروریسم در لبنان کار خود را ادامه مى داد. رشید کرامى نخست وزیر در انفجار هلی کوپترش به قتل رسید، تروریست ها خارجیان و بیشتر آمریکاییان را به گروگان مى گرفتند. سال ۱۹۸۸ مجلس شورا جانشین رییس جمهور، امین جمایل را رد کرد و میشل عون را به جاى “سلیم الحسن” نخست وزیر مسلمان برگزید. از سال ۱۹۴۳ عملاً دو حکومت در لبنان وجود داشت تا رنه موآواد - رییس جمهور عیسوى- در ۲۲ نوامبر ترور شد.

مجلس “الیاس هراوى” را به ریاست جمهورى برگزید. او با امضاى قراردادى پذیرفت که به مسلمانان در اداره ى مملکت قدرت بیشترى بدهد. اما ژنرال عون نپذیرفت تا در اکتبر ۱۹۹۰، هراوى نیروهاى عون را شکست داد. سال ۱۹۹۱ دولت دستور خلع سلاح بسیارى نیروهاى شبه نظامى را داد. از آن سال شبه نظامیان مسلمان و بخشى از P.L.O که تجدید سازمان نظامى کرده بودند در جنوب از اطاعت حکومت مرکزى شانه خا لى کردند. با یورش ارتش لبنان به فلسطینیان مسلح به جنگ هاى داخلی لبنان خاتمه داده شد، تا مرگ “رفیق حریرى” نخست وزیر، که باز موجب تفرقه و عدم ثبات سیاسى لبنان شده آخرین برخوردهاى شبه نظامیان دره بقاع با اسراییل به جنگى تمام عیار بدل شد که حاصلی جز مرگ بیگناهان غیرنظامى و ویرانى بجا نماند. بار دیگر مى نماید که اختلافات جز با رفع عدم عدالت اجتماعى و ایجاد مساوات حقوقى، در فضایى صادقانه و مذاکرات سازنده، از میان نمى رود. هنوز آتش اختلافات قومى - مذهبى زیر خاکستر سکوت پنهانست.

**********

Houshang Saranj - Toronto



ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.