پاپ

مهر ۵م, ۱۳۸۵ توسط Houshang

هوشنگ سارنج - تورنتو

پاپ، مسلمانان را آزرد و دلجویى کرد; اما این مظلومیت است که همواره بر جلجتاى ستمگرى مصلوب مى شود.

در نظام سلطه سرمایه و یک قطبى شده ى جهان، هرگونه اعتراض و ایستادگى در برابر تجاوز و بیداد از سوى گروه فشار، ناپذیرفتنى، غیرمعقول و در اغلب موارد تروریسم تلقى مى شود، چه آن گروه که روز به روز در غارت جان و مال ضعیفان نیرومندتر شده اند، منطق و قرایت فریبکارانه خود را باور دارند.

مى گویند جهان مى باید آنچه را که ما باور داریم، تعبیر مى کنیم و منافع ما را تضمین مى کند، دنبال کند و در برابر مطامع ما سر تسلیم فرود آورد. به خود اجازه مى دهند هرکس را در هر کجاى جهان در بند آورند و در سیاهچالهاى انسانسور نابود کنند، جنگ  افروزى کنند، گروههاى فاشیستى را تقویت، سودهاى کلان به جیب و خون بیگناهان بسیار بر زمین مى ریزند.

امروزه در گوشه و کنار جهان، هر آن نا آرامى، چه کوچک و مختصر، چه بزرگ و گسترده، آتشى است که از کانون بى عدالتى اجتماعى و فقر اقتصادى اقشار مختلف رنجدیدگان و درماندگان برمى خیزد. جدال رویارویى غنا و فقر رو به گسترش است. هیچ

_______ Pope & Bishops _______

____ Pope & Bishops ____

ارتباطى به باورمندى متافیزیکى و مادى ندارد. سیرى ناپذیرى، درنده خویى و انسانستیزى، دستش از هر آستینى برمى آید، به منظور غارت آفریقا و آسیا و آمریکاى ﻻتین صف آرایى مى کنند. هر روز به بهانه اى گلوى ملتى زیر فشار مى رود. بهانه ها به ایجاد جنگ هاى منطقه اى، ویرانى و کشتار مى انجامد، در هر یورش دست آورد سالها، جان مایه گذارى ملتى به هدر مى رود. باز در خانه ى نخست، باز روز از نو، بخشى از این مقاومت در شکل خشونت ظاهر مى شود اما بخش عمده ى این کوه یخ ناپیدا زیر آب، مقاومت ملت هاى تحت سلطه است. بسیارى لشگرکشى ها نیز بر سر غارت سرمایه هاى دیگران است. به جنگ هاى صلیبى مى پردازیم که مى تواند بهانه اى بر سر ملت هاى خداباور امروزین باشد. هر جرقه اى، هر تلنگرى بر احساسات ملت ها، مى تواند آشوبى به زیان نیازمندان به وجود آورد.

سال ۵۰۰ میلادى دولت بیزانس (روم شرقى) بر کل سرزمین هاى شرق مدیترانه تسلط داشت، بیزانس بر آسیاى صغیر (ترکیه امروز) فلسطین، سوریه، ایتالیا، بخشى از اسپانیا و شمال آفریقا، حکمرانى داشت سال ۶۰۰ میلادى اعراب مسلمان فلسطین را تحت تسلط خویش درآوردند، “اورشلیم” و دیگر مناطق مذهبى و زیارتگاه هاى مسیحیان بر روى آنان بسته شد. اما با گذشت و مسامحه مسلمانان مسیحیان مشکلی در کار زیارت نداشتند. تا در حدود ۱۰۰۰ میلادى ترکان سلجوقى که بر ایران نیز تسلط یافته بودند، آسیاى صغیر را فتح کردند، اینان از بنیانگذاران امپراطورى عثمانى آینده شدند. ترکان گذشته از آسیاى صغیر فلسطین و سوریه را جزو مستملکات خود درآوردند در نتیجه، به هیچ روى اجازه ى زیارت اماکن مقدس به مسیحیان داده نمى شد. ترکان سلجوقى خود مسلمان شدند. (در ۱۰۹۵) امپراطور بیزانس الکسوس کومینوس از “اوریان” دوم پاپ کاتولیک رومى درخواست نیروهاى جنگنده براى بیرون راندن ترکان نمود. پاپ پذیرفت. دعوتى از شاهان و شوالیه ها و نجیب زادگان مسیحى اروپا به عمل آورد. آنها در فرانسه گردهمایى تشکیل دادند و پاپ از آنان خواست براى جنگ با ترکان مسلمان و پس گرفتن “سرزمین مقدس” با هم متحد شوند و سپاهى فراهم آورند تا روى بجنگ بیاورند.

همگان موافقت کردند، اما با پس زمینه ى باورى متفاوت فرانسویان، خواهان زمینهاى تازه بودند، ایتالیایى ها در اندیشه ى دستیابى به بنادر بازرگانى شرق مدیترانه و گروه کثیرى روستاییان فقیر که بخاطر رهایى از بند بندگى دایم، گرسنگى مداوم و فشار فیودالیزم حاکم، جان به لب بودند، رهایى را شرکت در جنگ و رفتن به سوى سرزمین هاى تازه یافتند. در نتیجه کسى در اندیشه ى گسترش دین و رهانیدن اماکن مقدس نبود. در مجموع هشت جنگ چهار اصلی و چهار کم اهمیت تر بین مسلمان و مسیحیان رخ داد.

نخستین لشگرکشى به سوى ارض مقدس، فلسطین اشغا لی در سال ۱۰۹۶ آغاز گردید، گروه کشاورزان تعلیم ندیده و بى سلاح مجهز در راه رسیدن به کنستانتین پول (اسلامبول بعد) درهم نوردیده و نابود شدند. آنان، نیازمندیهاى خود را از ساکنان روستاها یا شهرهاى سر راه مى دزدیدند. آن راهیان زایر، دزدان گرسنه و بلاى جان دیگران شدند و به جاى رهانیدن و کار خیر، در بدکارى و شرارت گرفتار و بدست دیگر مسیحیان از کوره به در رفته کشته شدند. سپاهیان منظم فرستاده از سوى پاپ به فتوحاتى رسیدند. “اورشلیم”، “انتى اوچ”، “ادسا” و “تریپو لی” را تصرف کردند و لی آنان رفتارى ناپسند در پیش گرفتند و مسلمانان و یهودیان را قتل عام کردند. بخشهاى تصرفى بسیار غنى و ثروتمند بودند که به قسمتى از امیال جنگجویان پاسخ مى داد. چون صلیبى ها از خانه و زیستگاه خود بسیار دور بودند و تدارکات به خوبى به آنها نمى رسید، مسلمانان (ترکان عثمانى) صلیبیون را شکست داده، گام به گام مواضع از دست داده را دوبار بازپس گرفتند. سال ۱۱۴۷ دومین جنگ صلیبى به فرماندهى مشترک شاه فرانسه و آلمان درگرفت، دو طرف سخت جنگیدند و لی بدون موفقیت به کشورهاى خود بازگشتند. سال ۱۱۸۷ دوباره اورشلیم به دست مسیحیان افتاد و مسلمانان از آن شهر رانده شدند. سومین جنگ سخت صلیبى که به پیروزى مسلمانان انجامید از سال ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۲ به فرماندهى ریشارد شیردل شاه انگلیس و صلاح الدین ایوبى از مصر بود، مسیحیان در این جنگ شکست خوردند و اورشلیم را مسلمانان پس گرفتند.

جنگ چهارم از سال ۱۲۰۲ به مدت دو سال بسیار سخت و خونین بود که کشتى هاى ونیزى جهت پیاده کردن نیرو به مصر و اشغال آن مبادرت کردند و لی موفقیت نصیب مسیحیان نشد. ناوگان ونیزى به موقع همکارى نکردند و نیروهاى خود را کامل شرکت ندادند. سال ۱۲۱۲ بسیار غم انگیز و باورنکردنى بود زیرا، هزاران پسربچه همراه دخترانى کم سن و سال حدود ۱۰ تا ۱۸ ساله را براى اشغال اورشلیم از فرانسه راهى ارض مقدس کردند. باور داشتند که خداوند اورشلیم را به آنها تسلیم مى کند. فقر و ناچارى آنان را به آن سو کشانید. کودکان آلمانى از فرانسویان کم سن و سال تر بودند و پذیرفتند که خداوند آنها را از سختى هاى راه، آسان به اورشلیم مى رساند. هیچیک از آن کودکان به سرزمین مقدس و بهشت موعود نرسید. آنان از گرسنگى و خستگى راه و بیماریها جان باختند و کمى که رسیدند، توسط ترکان عثمانى به بازار برده فروشان فرستاده شدند. جنگ ها ادامه داشت. در پنجمین جنگ (۱۲۱۷-۱۲۲۱) مسیحیان توانستند شهر “دامى ایتا” در مصر را فتح کنند و لی به زودى پس دادند.

“فردریک دوم” امپراطور ششمین جنگ صلیبى را تجهیز کرد. و از (۱۲۲۹ تا ۱۲۲۸) ادامه داد. طبق قرارداد صلحى مسلمانان اورشلیم را به مسیحیان واگذار کردند و در دست آنان بود تا اینکه مسلمانان در سال ۱۲۴۴ آنجا را پس گرفتند هفتمین جنگ صلیبى به فرماندهى “سن لوییز” از فرانسه اداره کرد و لی سپاه او شکست خورد و خود اسیر گردید که پس از مدتى با پرداخت پو لی گزاف آزاد شد. سال ۱۲۷۰ سن لوییز پس از چهار سال جنگ هشتم صلیبى را هدایت کرد. او سپاه خود را در شمال آفریقا در کشور تونس پیاده کرد و لی او به زودى مرد و سپاهیانش متفرق شدند. سرانجام سال ۱۲۱۹ سپاهیان اسلام بر سرتاسر مناطق مورد درخواست مسیحیان استقرار و تسلط یافتند. مسیحیان به سوى سرزمینهاى خویش بازگشتند و در اندیشه ى دور زدن دولت عثمانى و رسیدن به شرق آسیا، راه جدیدى به قاره ى آمریکا را (کشف آمریکا) گشودند.

امروزه، از افغانستان، عراق، لبنان و آشوبهایى که در قاره هاى عقب مانده در حال شکل گرفتن است نیروهاى وطن پرست و آگاه، باید بیاموزند که آسان به دام سیاست بازان نیفتند و از اشاعه ى اختلافات مسلکى مذهبى بپرهیزند، و بدانند، جنگ راه حل مشکلات نیست، مسایل به آسانى از راه مذاکره ى برابر قابل حل خواهد بود. جهان سرمایه، آرزوى حمله و یورش به هر کجاى آباد جهان را دارد. ملت هاى بیدار جز در اندیشه ى مصالح ملی و آسایش مملکت خود، نیستند. ابرقدرت جهانخوار با تباهى انسان هاى حق طلب، به راه پر کردن کیسه ى پرناشدنى خود مى باشد.

جنگ، دست آوردى جز، عقب ماندگى جهانى، درماندگى و نابودى بیگناهان ندارد. 

**********

Houshang Saranj - Toronto



ارسال شده در نوشته‌ها

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.