دزک

خرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ توسط Houshang

هوشنگ سارنج

روستای دزک ، در ۲۲ کیلومتری فرخشهر ، خرمی بهاران، پیشکش می کند. برای رسیدن به آنجا، روستاهای ” امامزاده ” و “قلعه سلیم “را هم می بینیم.  راه از میان کشتزارها و تل تپه های زیبا می گذرد.  همه، دیدار از گلستان غزلهای ناب آفرینش است در هوایی بهشتی و پروازی سبک در آسمان ذهنی سیال و غیرمادی و آزادی در پس کوچه های خاکی ، بر چال آبهای زمستانی، سایه ی کوتاه چینه های گلی گسترده است. پیر گرمابه ای، نیمه ویران، بیکار و توسری خورده، زیر پای قلعه ی امیر مفخم، قوز کرده است.

در بندی آهنین را می  گشاییم ؛ از قلب بارویی بلند با آجرهایی قهوه ای رنگ . دفتر زنده ای را می گشاییم از هویت ملی ی پاره ای زیستمندان سر زمینی پر آبرو. به صحن دژی با گستره ای ۵۰۷۷ متری پا می نهم ، که دو برج قطور باز مانده از چهار تایش، به دیوار های خاوری و باختری قلعه ی تاریخی دزک چسبیده است.

دو برج باز مانده ، در جنوب سازه ، بیشتر ، برای باز دارندگی رانش آن ساختمان سنگین به دو سو بوده ، البته، کار برد پدافندی ، انباری و زندانی هم داشته است. رو در روی نمای جنوبی، و در اصلی قلعه، آبگیری تهی از آب ، بزرگ و تشنه میان، دیواره های سنگی تراشدار، نشسته .  ساخت دو اشکوبه ،  آمیزه ایست از پیوند عناصرگل، گچ، آجر و تراشکاری و آجر چینی وآذینهای معماری ایرانی با در هم آمیختن کاشیهای آبی ، سرمه ای وسبز برای خلق نقش های هندسی بر پایه ی طراحی سازه های غربی وارداتی. و استفاده ارایه ی باغسازی ایرانی و گردش آب میان آبگیرها و سپس ، سیرابسازی عناصر کشاورزیاست که همه ، گونه ای ، پاسخگویی به آرزوی جاودانگی و بهشتی زیستن کارفرمایان قادر و قاهر را می نمایاند. استادان نماچین در بافت نماسازی سردر ورودی و دیواره های اطراف در ها و پنجره ها، با گچکاری و نقشبندیهای معقلی ، و ترکیب پاره کاشیهای آبی و سرمه ای و بازی آجر چینی ، پرده نمایی خیال انگیز ساخته اند.

چوبین دری دو لنگه بسیار زیبا و پایدار، آراسته به کوبه و حلقه، و گلمیخهای درشت ، ششتایی، در دو ردیف، بر هر لنگه، به بینندگان، خوش آمد می گوید. راه یابی به درون ، با گشایش آن در و رفتن، به هشتی دیدنی، با نشیمن های پهن ترکبندی شده ی گچکاری ؛ امکان می یابد. از هشتی می توان با دو دالان سنگفرش، به صحن شمالی ، راه یافت. که پله های سنگی دو سوی نمای شمالی ، به دو اتاق گوشواره ی قرینه، و سفره خانه و دیگر اتاقها می رسد. طبقه ی همکف، دو ایوان در ،  بخش شمالی ،همچنان دو ایوان در بخش جنوبی دارد که نور و سایه و حفاظ بارانی ی ساختهای بنا می باشند. سقف ایوانها, را ستونهای بلند تراشیده ، نگاه می دارند. ” دیوانخانه “  یا ” سفره خانه  ” پنج دری بزرگیست میان دیگر اتاقها، که، پنجاه متر مربع، فرشخور دارد.  اوج هنرآفرینی ، در،اینه خانه و دیوانخانه است.

کار آفرینان نخستین، با گرد آوردن هنرمندان آینه کار وگچبر  اصفهانی، نقشبندی گل و مرغ به سبک قاجاری، درشت و بدون ظرافت کارهای پیشین،کارهایی، انجام داده اند. در پنج دری نزدیک سقف، نوعی ، گچبری قالبی از  افسانه ها، در شکل  سر شیر و فرشته،تکراری و شتابزده، میان گلهای درشت، گچکاری و رنگ آمیزی شده است. چنانکه، در کل، از ، پیچشهای خیالپردازانه و افسونگرانه ی نیلوفرانه ها و اسلیمی های خوشفرم گچبری  و قاب بندی  دوران صفوی دراینجا، خبری نیست. آرایش گرد بخاری دیواری، درشت و فضا پرکن و کپی برداری از نقش گوپلنهای خارجی می باشد.

می توان گفت، بنیاد این کاستی ها ، دوری از کانونهای مصالح ساختمانی و دسترسی به هنرمندان برجسته وپسند کارفرمایی بوده اند.   همه ی سقف ها قاب بندی چوبی دارند، درها همه، از ساختی زیبا بهره ورند؛ از چوب گردوی فندقی رنگ، و بر آنها سیم کوبی و معرق چوب هزینه شده است.   دیوارهای دو پهلو ی  راست و چپ سفره خانه، دو قاب بزرگ گچبری شده  ، دارد که،   عکسهایی از مینیاتورهای دوران عباسی ، آنها را، زیر لعاب شفاف روغن جلا،  پر کرده اند.

بر پیشانی نمای شمالی تاریخ ساخت ۱۳۲۵ ه ق ، خوانده می شود. و در همین صحن شمالی آبگیری بزرگ و بی آب، خود را زیر سایه ی درختان کهنسال ، پنهان می کند. لبه ی دور چین سنگتراشی ظریف دارد که، از  دل خود ، یک حجم استوانه ای آبجای، را به آبنمای پهن پشت دیواره پیوند داده است. و در مرکز ، فواره ای، با تراش چهار سر انسانی از دهانشان ، آبفشان بوده اند.

امروزه، قلعه ی دزک ( قلعه ی امیر مفخم ) از خاندان خانهای بزرگ هفت لنگ بختیاری، به موزه ی مردمشناسی سامان یافته است و با شماره ی ۳/۱۷۳۱ در فهرست  اثرهای ملی ، ثبت و به فرزندان، آن کار یاران ایرانی که سازه را بر افراشتند، هدیه شده است.

زیبایی چنین کارها، در باز سازی و نگهداری هر آنچه، از نیاکان ما ، مانده است و انگ و نشان هویت ملی دارد ؛ نموده می شود.
تاریخ زنده ی تحولات  اجتماعی یک ملت در خاک سازه ها ی باستانی مانده است و در خون رگها و اندام شرفمندان می ماند.

اصفهان ۹۰/۳/۲۷

ارسال شده در نوشته‌ها

۲ نظر

  1. mohammad khajavi

    سلام بّر سارنج عزیز

    نوشته‌هایِ شما را خواندم.هرچند که کم و بیش با قلم شیوایِ شما آشنا بودم ولی با نوشته‌ای از شما به تفصیل خیر .بسیار زیبا و روان بود و لذت بردم.امیدِ تندرستی و به زیستن را برای شما و خانواده ی عزیز دارم.سرفراز باشید

    محمد خواجوی

  2. م - توکلی

    درود بردوست عزیزم،

    به خودم شادباش میگویم که پس از

    مدتها شوق دیدار نوشتار شما،این

    مجال فرا رسید !و

    گره گشوده شد.مرتب ازتراوشات ذهن

    و قلمتان بهره خواهم گرفت !.

    مراقب دیگرانهم باشید .

    شادزی مهر افزون - قلمزن.

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.