هالیفاکس (Halifax)

مهر ۱۰م, ۱۳۸۹ توسط Houshang

Peggy's Cove

هالیفاکس ،  شاهرگ اقتصاد  نوا اسکو شیا (Nova Scotia - اسکاتلند نو ) بزرگترین مهبندر باراندازی و بارگیری کانادا می باشد. ژرفابی با دیواره های سنگی که آماده ی پهلو گرفتن هر گونه کشتی با هر تناژ، است.

شهر بر شانه های شبه جزیره ی میان بندر و خور عظیم  ” نورت وست  ” گستره دارد ؛ که همگام با خواهر خوانده اش  ” دارتموت”  کلانشهری را ساخته اند.

دو پلآویز پولادین، هر دو پاره را به هم ، پیوند می دهند.

گذشته از سازه ی کهنسالترین ، پارلمان کانادا، از سال ۱۸۱۸ میلادی، که چون یادمانی ارزنده در پیش پای ساختمان نوین نگهداری می شود؛ چشم تیز بین عقاب تپه نشین، نگهبان آمد شد دیرینیان، از فراز تل بلند، دژ پدافندی  ” Halifax Citadel   ” فرا روی دهان گشاده ی خلیج ، یادگار ارزنده ای از روزگاران جنگهای گشایشی بین انگلیسی ها و فرانسویانست ؛ که سرتاسر نوا اسکوشیا ، نشانی از اسکاتلند را زیر پوست و درون خون و گوشت خود دارد. چون مهاجران نخستین ، با اندیشه و برنامه ی گسترش سر زمین مادری ، به آغوش گشاده ینعمتها و جنگلها و آبهای شیرین فراوان پا نهاده اند.

کسانی ، در جمع بهره وران زمین ، پای می گیرند  و نسلشان فراوان می شود که، کو له بار سفرشان ، پر توشه و مالامال باشد از نماد های پر نمود فرهنگی ی غنی و اندیشه های تابناک و رفتارهای همگان پسند. بی بزرگنمایی های تو خالی و سر کوبگرانه. با زیر ساختهای باورمندانه ی انسانی مدار ، و نقش رنگین زبانی شیرین گفتار همزاد آدابی خورشید رفتار. با هنری فرا گیر ، و موسیقی ی کار آی جهانشمول بر متن رقصهای آیینی جانفزا. ادبیاتی پر کشش، داستانهایی پهلوانی ساز، تن جامه های زیبا، جشنهای معنی دار، فناوریهای زندگی آفرین و کشاورزی خلاق همه سامان یافته بر تار و پود . برابری و برادری.

آدمها، نه برای گریز از فرهنگ نیاکانی یا خستگی و دلزدگی ، راه سفر به دیگر دیار ها را بر می گزینند؛ تا زیر قبایی نو پناه بگیرند . که گزینش جانپناه های دیگر، راه  نوینی است ؛ برای نفس کشیدن و بالیدن و رسیدن به فضاهایی باز تر جهت پر دادن به پرنده ی اندیشه وری ، نو آوری در تمام زمینه های رو به گسترش فرهنگ خانواده ی بشری.  وانهادن زادبوم، جانکاه است و هرگز فراموش نمی شود؛ اما، آن کسان ، که، بذر فرهنگ نیایی را ، در دیگر زمینی زنده و بارور می کارند؛ به انسان ، یاری می رسانند.  زمینهای سترون، نسلها و بذرهای اندیشه های بالندگی خواه را در خود می پوساند و نابود می کند.  ملتها، اقوام و آدمیان در آبگیرهای پاک فرهنگهای رنگارنگ، زنده می مانند؛ نه در ماندابهای کویری، کهنه و پوسیده.

نوا اسکوشیا ، چیدمانیست از نمادهای گذشته  و هالیفاکس، گنجینه ای از دیدنیهای زیبا.  هر گوشه اش، یادواره ای تاریخی دارد حتا ، گورستانی یاد آور مصیبت غرق کشتی ی تایتانیک .  یا هنوز پس از سالیان دراز، واحد ۷۸ اسکاتلند در موزه دژ نظامی ی شهر، هر روزه ، به شیوه ی سر زمین مادری، مراسم سنتی ی  تعویض گارد را باورمندانه بجای می آورند ؛ چه ، می دانند؛ کجا و برای چه باید، سنت دیرین ، انجام پذیرد.

در فاصله ی چهل و پنج کیلومتری شهر هالیفاکس، به سوی نیمروز (جنوب )  روستا بندر ماهیگیری  “پگیز کوو  ” بسیار دیدنیست.  راه تا روستا ، صاف و جنگلیست با چشم اندازهای دریایی.  پاساژ هایی که از میان درختان باز می شوند،  آبرنگهای استاد نگارگر طبیعت ر ا در آبی آب صاف میان شکافسنگهای مالیده و لجنگرفته، ،به نمایش می گذارد .

روستای یگانه ، یکسره بر سنگ خارا نشسته است و کرانه، خر سنگهای بزرگیست که از قلب زمین ، جوشیده ،   بی دامن گسترده ی ماسه ای.  تازیانه های کوبنده ی باد و کشندهای بلند آب و آبخیزهای هیولایی اقیانوسی، گرده ی گرانسنگهای گرانیتی ی پر ترک و پیر ، را ساییده.  پنداری، زیر سایه ی کشیده ی فانوس دریایی، به دیدار نهنگهای کنار هم لمیده ، ایستاده ای.

تا برد دیدن، ، آب سرمه ایست که بر سنگهای ابلق، خیز بر می دارد. پوشش تنک گیاهی بر نازک خاک، از آبگاه اقیانوس خیزنده  ، می آغازد و بر کمرگاه تپه های بلند دور از آب،  سوزنی برگهای پراکنده ، رویید ه اند. تا شهر دیدگاه ها ، شگفت انگیز، آب، آبروی زمین و آدمی، بیننده و پیماینده ی راه است.

بایست، حس مذاب در اندیشه را ، وانهاد ،  با شهر درختان سبز و بیشه زاران گسترده و خیابانهای پر نشیب و میدانها و موتور سواران و دوستداران جدی هنر تتو وداع کرد و به کارگاه زیستن ، باز گشت.

ساعت از نیمه شب گذشته است  باران تورنتوی بزرگ را شسته ، راه ها روشن و شب آغوش بر مسافران ، گشوده است.

هوشنگ سارنج  -  تورنتو ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰

ارسال شده در نوشته‌ها

یک نظر

  1. tsarange@hotmail.com

    very nice and very true, we just brag about 2500 years of our history without knowing who we are really, some time being Persian is not very pleasant.
    thanks for this beautiful piece of art, it was like a nice painting.

نظر شما



درباره گلهای کاکتوس


گلهای کاکتوس مجموعه ایست از نوشته های پراکنده هوشنگ سارنج که به ضرورتِ تعهد نویسنده نسبت به آموزشِ زبانِ فارسی از طریق اینترنت در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده باور دارد؛ راه یابی به رسانه های نوشتاری، پیوندی با خوبی و هنرمندانه بودنِ اثر ندارد؛ پشتوانه ای دوستانه می خواهد و آشنایی با راه کارهای نوینِ - جهانِ اقتصادی - که یگانه سود، در کفه ی سنگینترِ شعورِ شاعرانه نیست.

امروز، به یمنِ اینترنت، بی بازدارنده ای، همچون میهمانِ ناخوانده، آرام، از لایِ در به جهانِ بی مرزِ دانشِ گسترده به شاگردی آمده است.